بازگشت به لیست سوالات
م.م
عنوان :

نداشتن مایع منی

دکترای سلامت جنسی
سلام و عرض ادب،بنده تمایلات شدید و سیری ناپذیری در سکس داشتم ولی یکسال از شربت متادون استفاده کردم صبح یک سیسی و عصر هم یک سیسی ،ولی بعد یکسال پاهام ورم میکرد و سونوگرافی عروق رفتم که گفتن عروق لنفاوی پاهات بسته شده ولی همه چیز نرماله،تا اینکه مدتی ناگهان لاغر شدم و خستگی شدیدو بیحالیو کم تحرکی،که سونوگرافی جدیدم گفت دوتا سنگ سه میلی کیسه صفرا و سیروز کبد دارم ،الان تمایل جنسی دارم ولی مایع منی ندارم شاید یک قطره به شکل ژله ای و زرد رنگ،خواستم بدونم آیا درمان میشم ؟ و برای درمان چه چیزهایی کمکم میکنه مثلا چه غذاهایی بخورم که کمکم کنه؟، خیلی خیلی دعاگوی خودتونو خانوادتون میشم،چون الان چهل سالم شد و بخاطر همین میترسم ازدواج کنم،ایمان دارم خداوند پاداش کاری که در حقم انجام میدین رو بهتون میده،آمین،

دکتر حمید مهرابی

با سلام
حتما به پزشک ارولوژی حضورا مراجعه کرده و آزمایش اسپرم بدهید




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


وابستگی همسر

سلام آقای دکتر. خانمی هستم ۲۲ ساله که ۴ ماه عقد کردم و همسرم ۲۹ سالشه. بنده در شیراز و ایشون تهرانن. نسبت دور داریم باهم. من فردی متکی به خود و مستقل هستم و کمی لجوج که در خانواده ای گرم و صمیمی بزرگ شدم که به همدیگه احترام میذارن و ارزش قائل هستن و برای موضوعات حتی کوچیک بیخیال نیستن. ولی همسرم در خانواده ای بزرگ شده که خیلی پایبند به اصول اخلاقی نیستن و تا حدودی بیخیال به بعضی از موضوعات هستن. به عنوان مثال برای تربیت پسر کوچکترشون که ۱۱ سالشه خیلی تلاشی نمیکنن و اصول اخلاقی رو توضیح نمیدن براش تا یاد بگیره. خانوادشون ۶ نفره هست. دو دختر و دو پسر. به همراه پدر و مادر. همسرم فرزند ارشد و بعد دو خواهرش که متاهلن و در اخر پسر کوچکشون . پدر شوهرم چند سالی درگیر اعتیاد بوده و الان ترک کرده و فقط سیگار میکشه. همسرم در اون مدت کمک حال خانوادش بوده و به تنهایی روی پای خودش ایستاد. هم صحبتی نداره به جز شوهر خواهر دومیش که اونو هم کم میبینه. دوست و رفیقی نداره. زمان هایی که من تهران نیستم توی خونه تنهاست و گوشه گیری میکنه. به گفته ی خودش هیچ کس رو نداره و هیچکس به فکرش نیست زمان هایی که من نیستم پیشش. و همین باعث شده به من وابسته بشه. سر سفره غذا حتما من باید کنارش بشینم و اگر هم دور بشینم همش چشمش رو منه. توی ماشین باید کنار من باشه و اگه جلو بشینه همش برمیگرده و منو نگاه میکنه. باید کنارش بشینم. باید حتما موقع خواب بغلم کنه (برای صریح و واضح بودنم عذر میخوام) و زمانی هم که اعتراض میکنم ناراحت میشه و میگه من با بقیه فرق دارم و باید از خدات باشه من پیشت باشم. از این وابستگیش خسته شدم. من دوست دارم همسرم کمی مستقل باشه. برای من فضا قائل بشه. بذاره نفس بکشم. زمانی که میخوام فاصله بگیرم و کمی به اتاق ذهنم پناه ببرم اجازه بده و دخالت نکنه اما نمیذاره. حتی زمانی که توی فکر هستم میخواد دخالت کنه توی ذهنم و فکرم. به کل برای حریم شخصی زنش ارزش قائل نیست. گاهی وقتا به کل خسته میشم ازش. حتی در مسائل جنسی و زناشویی هم ناشی هست و وقتی یه مطلبی رو براش میخونم و تذکر میدم یادش میره و کار خودشو میکنه باز. بگید من با چنین رفتارایی چجوری بسازم؟ ایا امکان تصحیح چنین رفتارایی هست؟ ممنون

مشکوک به اعتیاد

سلام خانم دکتر عزیز، پسری دارم که 27 سالشه، تا آخر سال 96 توی یک شرکت خوبی کار می کرد که تعدیل شد، یک دوستی داره که عطاری داره، از وقتی بیکار شده همش با این دوستش میگرده و میره عطاری، شب تا دیروقت بیداره و تا ظهر میخوابه، کارهایی که باید انجام بده رو پشت گوش میندازه، از صبح یکسره صداش می کنم میگه باشه و میخوابه دوباره، یک روز که داشتم اتاقش رو تمیز می کردم داخل پاکت سیگارش دوتا قرص سفید کوچیک دیدم که داخل نایلون پیچیده شده بود، پاکتشو انداختم داخل سطل آشغال، صبح دیدم سطل آشغال هم دست خورده، یعنی دنبال قرصا گشته بود. اصلا مشخص هم نیست که قرصا چی هستن. خیلی نگرانشم، زندگیش فقط شده خواب و عطاری. حالا سوال اینه که الان چیکار کنم به نظرتون؟ به روش بیارم؟ برم با دوستش صحبت کنم؟ چیکار کنم؟ چجوری ارتباطش رو با اون عطاری و دوستش قطع کنم؟

جنسی

من الت تناسبیم کوچیکه چگونه در زمان کم بزرگ شود اراده کار های تولانی رو ندارم

بیماری چندش شدن

سلام دکتر روم نمی شه برم حضوری و شرایطشو هم ندارم.از دیدن بعضی تصاویر فوق العاده چندشم می شه و بدنم شروع به خاریدن می کنه و اعصابم به هم میریزه .نمیزارم کسی بفهمه ولی خودم شدید دارم اذیت می شم .خواهرمم مثل منه.تو اینترنت دیدم ترایپوفوبیا اسمشه شاید.ولی من ترس ندارم تنها حالت منزجر کننده و مشمئز کننده میاد سراغم با این که تجسم خوبی دارم اصلا نمی تونم ذهنمو متمرکز به تصاویر خوب کنم و قتی این چیزا رو می بینم یا به یادم میاد.تصاویری که تو ترایپوفوبیا تو نت هست تقریبا اونا حالمو بد می کنه.یا مثلا تصویر یه کرم که از بدن در میاد و حفره های شش ضلعی روی پوست تصور می کنم بعضی از تصاویری که حالم رو خراب می کنه براتون فرستادم

مشکل زناشویی

من 26 ساله هستم و شوهرم 27 ساله مشکلاتی با ایشون دارم از بیشتر کار های من ایراد میگیره و باعث ناراحتی تو زندگیمون میشه 3 سال ازدواج کردم به هیچ وجه حاضر نیست پیش مشاور بیاد و میگه من خودم کاملم و نیاز به مشاور ندارم الانم سر یه موضوع که اصلا نمیدونم چیه کلا با من حرف نمیزنه جوابمو نمیده نمیدونم چطوری باهاش برخورد کنم که مشکلشو بگو