بازگشت به لیست سوالات
ف.ق
عنوان :

اختلال دوقطبی سندرم قاعدگی

متخصص روانپزشکی
بیماری من حدود ۹ سال پیش تشخیص داده شده
اختلال دو قطبی (می شود گفت نوع ۱و ۲) چون دوره هایی را تجربه کردم که هر دو خلق را در فاصله های زمانی کوتاه داشته ام
با اینکه دکترهای زیادی رو دیدم و داروهای مختلف گرفتم
ولی به خاطر نداشتن بینش صحیح نمی تونستم بیماریمو بپذیرم و به همین خاطر به درمان ادامه نمی دادم و مرتب دکترم رو عوض می کردم
بیماری من حدود ۹ سال پیش تشخیص داده شده
اختلال دو قطبی (می شود گفت نوع ۱و ۲) چون دوره هایی را تجربه کردم که هر دو خلق را در فاصله های زمانی کوتاه داشته ام
با اینکه دکترهای زیادی رو دیدم و داروهای مختلف گرفتم
ولی به خاطر نداشتن بینش صحیح نمی تونستم بیماریمو بپذیرم و به همین خاطر به درمان ادامه نمی دادم و مرتب دکترم رو عوض می کردم
اما الان حدود ۳ ساله که بیماریمو پذیرفتم
و دوره درمانم رو از بهمن ۹۲ شروع کردم و با یه دکتر تا الان ادامه دادم
یک سال کامل : نصف دپاکین + دو تا لاموتریژن + یک چهارم ترانکوپین مصرف کردم .
حالم خوب شد
بعد از اون دیگه منظم دارو مصرف نکردم
مشکل چندانی ندارم
فقط موقع پریود برخی علائم افسردگی و عدم تمرکز رو دارم. هم پارسال که داروهامو مرتب می گرفتم و هم امسال که نا منظم.
حتی احساس می کنم وقتی داروها رو مصرف می کنم موقع پریود مشکلاتم بیشتر میشه
البته علائم به گونه ای نیست که خیلی شدید باشه اما بالاخره کاراییمو پایین میاره
خصوصا که من دارم درس می خونم
دو ماه دیگه کنکور ارشد داره رشته خون شناسی
درسمو خوندم و امید به موفقیت دارم
مشکل عمده ای که الان دارم اینه که کنکورم دقیقا روزیه که پریود می شم.
من شهرستان هستم و الان بیش از یک ساله که به صورت تلفنی با دکترم در تماس بودم. حقیقتش چون دکترم آقا بودن برام سخت بود که تلفنی این موضوع رو باهاشون در میان بذارم.
چند روز پیش با یه روانپزشک صحبت کردم ایشون گفتن لاموتریژن با دپاکین تداخل داره و جواب نمی دن با هم.
و گفتن به جای لاموتریژن فلوکستین مصرف کن.
و به جای ترانکوپین الانزاپین بگیر.
برای اضطرابم هم پراپرانول دادن.
ممنون می شوم اگر شما هم نظرتان را اعلام فرمایید
راستش چون کنکور دارم و شرایطم حساس هست نگرانم که این ترکیب جدید مناسب خواهد بود یا خیر.

دکتر بابک ثابتی

خانم فائزه عزیز اولین مرحله پذیرش بیماری و اقدام واقعی برای درمان آن پذیرش این امر است که من دچار یک بیماری هستم که باید با آن به نحو منطقی و درست بجنگم و بر آن غلبه کنم مشاوره تلفنی یعنی اینکه شما هنوز بیماری را نپذیرفته اید و این امر کار درمان را مشکلتر میکنید من بیمارانی دارم با همین بیماری شما که بیش از ۱۰ سال است مرتبا از اصفهان محلات بروجرد و حتی اهواز به من مراجعه میکنند و درمانشان را دنبال میکنند مهمترین مرحله در اینکه شما نسبت به یک پزشک اعتماد پیدا کنید و دستورات او را عمل کنید مراجعه رودر رو با اوست و شما از آن پرهیز میکنید. شما یک راه بیشتر ندارید: باید بیماریتان را با همه وجود بپذیرید و به طور جدی برای درمان آن اقدام کنید این توصیه های تلفنی جز اینکه شما را نسبت به پزشکتان بی اعتماد کند هیچ نقش دیگری در درمانتان ندارد و من هم از آن پرهیز میکنم. فقط به عنوان یک نکته دپاکین با لاموتریژین تداخل دارد ولی اثر همدیگر را تشدید میکنند نه تضعیف




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


مشکلات رفتاری

درود دختری ۱۰ و نیم ساله دارم که تمامی علائم بلوغ درشون قابل مشاهده هست و احتمال زیاد تا۶ماه دیگه به بلوغ میرسن،ومطلع هستم که احتمالا بیشتر تغییر رفتارشون به همین علت باشه ولی باز هم نگران هستم و بیشتر اوقات حرکاتش باعث عصبانیت من میشه،بطور مثال اصلا مسئولیت پذیر نیست،اجتما عی نیست و در صورت روبرو شدن با اقوام و آشناها گاهی اصلا سلام هم نمیکنه،همیشه با برادر کوچکترش که ۴ساله هست درحال مشاجره هست،اصلا به امور درسیش اهمیت نمیده و اگر من پیگیر نشم به ندرت تکالیفش رو انجام میده،زبانکده میره و دیروز از اونجا باهام تماس گرفتن که درسش ضعیفه وتلاشش کمه،چند روز پیش متوجه شدم ابرو و مژه های سمت چپش کم مو هستن بهش دقیق که شدم دیدم هنگام خواب با دست ابرو و مژه خودشو می کنه،باهاش که صحبت میکنم اصلا عکس العملی نشون نمیده و معمولا هیچ جواب قانع کننده ای نداره یعنی معمولا اصلا جواب نمیده و همین بیشتر منو عصبی میکنه،از اتفاقاتی که توی مدرسه میوفته معمولا توسط دوستاش مطلع میشم خودش چیزی نمیگه ،البته قبول دارم که خودم به علت فشار زیاد زندگی مقداری عصبی هستم و زود از کوره در میرم چون پدرشون تقریبا توی هیچ کدوم از امور بچه ها بامن همکاری ندارن و کلیه مسئولیتهای بچه ها به عهده من هست،در ضمن توی این سن هنوز توی اتاق خودش نمیخوابه و توی اتاق خواب ما میخوابه ،البته دوسال پیش با برادرش توی اتاق خودشون میخوابیدن ولی نمیدونم چطور شد که هر دوشون ترسیدن و حاضر نیست دیگه توی اتاق خودشون بخوابن ببخشید که مطلبم طولانی شد باتشکر از شما

بی خوابی

سلام خسته نباشید جناب بنده پسری ۲۲ ساله هستم که الان دانشجوام و به دلیل ادامه تحصیل مجبور شدم خارج از شهرم تحصیل کنم و الان در خوابگاه سکونت دارم و حدود ۴ ماهی هست ک در خوابگاهم نتوانستم یک شب را راحت یا بدون قرص خواب بخوابم .البته قبلا هم این مشکل هارا داشتم و اغلب بدون خانواده ام جایی راحت نیستم پیش اکثر متخصص های روانپزشکی هم رفتم اما جواب خوبی نگرفتم لطفا کمکم کنید واقعا از بی خوابی خسته شدم و این راهم بگویم فقط هنگام خواب مشکل دارم و در مجموع روابط اجتماعیم خوبه

وسواس عملی شدید

سلام دکتر بنده 24 سالمه پنج شش ساله وسواس داشتم الان بدترشدید شدم شستشو زیاد ترس از کثیفی خلاصه چهار ساعت با خود درگیرم و رفتم چند بار روانپزشک دارو داده تعویض کرده منگم میکنه داروها و اصلن برای وسواس من فایده و تاثیری نداره نخوردم دیگه اقای دکتر شما بهتر میدونید برای سواب در راه خدا لطفا به من بگید که من چکار کنم از شر وسواس خسته شدم دیگه خسته ام تشکر ممنونم

روابط زناشویی

با سلام وقت بخیر عذرمیخوام من و همسرم الان نزدیک به ۶ سال هست ازدواج کردیم و در این مدت فقط ۵ الی ۶ بار دخول کامل صورت گرفته. چون این کار برای من همراه با درد شدید هست.الان مدتی هست که همسرم اتاقش جدا کرده و دیگه حاضر نیست پیشم باشه. من به پزشک زنان چندین مراجعه داشتم اما هیچکدوم متوجه مشکل من نیستن. من هیچگونه علاقه ای ندارم و ترغیب نمیشم به روابط جنسی. ممنون میشم راهنمایی کنید چی کار کنم!؟

مشکل روانشناسی

سلام من 12سالمه.از وقتی که مدرسه میرم نمیتونم دوست پیدا کنم مثلا از پیش دبستانی الان کلاس هفتمم نمیتونم دوستی پیدا کنم همیشه تنهام بعضی موقع ها گریه میکنم. چاق هستم وقتی کسی باهام دوست نمیشه میگم چون من چاقم کسی باهام دوست نمیشه وقتی با هم کلاسیام میرم ورزش روم نمیشه لباسای راحت و تاب و شلوار بپوشم و با فرم مدرسه ورزش میکنم. سر کلاس نمیتونم با دوستام حرف بزنم همیشه وقتی میخوام برم ی چیزی از بوفه بخرم کلی خجالت میکشم این دو مسءله خیلی منو میرنجونه طوری که وقتی با مادرم حرف میزنم فقط گریه میکنم و مادرمم کلافه میشه بهش حق میدم از وقتی پیش دبستانی میرم همینطوریم و هر وقت از مدرسه میام فقط با مادرم دردل میکنمو گریه خواهشا کمکم کنین خانم دکتر