بازگشت به لیست سوالات
ر.ش
عنوان :

بی خوابی شدید سه شب

متخصص روانپزشکی
الان سه شب خوابم نمیبره همیشه باقرص الپروازم نیم وکلونازپام یک میخوابیدیم پریشب سه تا کلونازپام یک خوردم به سختی۶ساعت خوابیدم چیکار کنم خوابم ببره همش میره دستشویی ادرار می کنم با تشکر

ر.ش

الان کلافه هست میشه راهنمایی کنید تشکر

دکتر مریم شاهی

مشکل دیابت دارید یا مضطرب هستید

ر.ش

دیابت ندارم فقط اضطراب دارم

دکتر مریم شاهی

داصطرابتان درمان باید شود با الپرازولام و کلونازپام که درمان صورت نمی گیرد باید به روانپزشک مراجعه کنید




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


سردرد

سلام آقای دکتر برادر من ۳۰ سالشه به علت بعضی مشکلات دو بار در بیمارستان روانی بستری شده دفعه آخر ۷ بار شوک مغزی بهش دادن که دو هفته پیش بوده خیلی نگران و مضطربه تحقیق کرده گفتن بیشتر از ۳ بار در این سن خیلی ضرر داره خودش میگه مغز و کوچک میکنه امشب خیلی سردرد داشت میگه اینجام ولی فکر میکنم جای دیگم میگه داروهامو یادم میره بخورم میگه حالم خوب نیست چیکار باید بکنیم

تنهای گوشه نشینی

سلام خسته نباشید من جوان ۱۸ ساله هستم من ۲ سالی یا بیشتر میشه که یک سری مشکلات در خودم احساس میکنم که باعث شده از زندگی عقب بمونم مشکلم اینه که خیلی گوشه نشین هستم نمیتونم با کسی ارتباط برقرار کنم حتا دوست و فامیل خودم این باعث شده که دوستان از من دورشن و تنها باشم نمیتونم با خانمها چشم به چشم باشم همیشه وقتی با خانم ها صحبت میکنم سرم پاینه و صدام لرزش داره ودست پام میلرزه با جمع کار میکنم همینطور نمیتونم با ها شون صحبت کنم همیشه فکر میکنم اونا در مورد من صحبت و خیلی کم تو جمع کم حرف میزنم یعنی نمیتونم صحبت کنم میترسم تو حرف زدنم اشتبای کنم و مورد تمسخر اونا قرار بگیرم و بگم که کلا امیدی به آینده ندارم و نمیتونم شاد باشم حتا مهمونی نمیرم تو خونه تنها ام تا حالا دوکتور نرفتم در مورد این مریضی ام صحبت کنم تو بعضی از سایت خوندم که راحل داره گفتم باشه از شما مشاوره بگیرم راحل داره یا خیر؟(ممنون)

عصبانیت وحشتناک

وقتی عصبانی میشم متوجه هیچی نمیشم چند وقته اینجور شدم دلم میخواد ینفرو بکشم همه چیز موقع عصبانیت از جلو چشمم کنار میره حتی مامانمم نمیشناسم هرچی دم دستم باشه رو میشکونم لطفا کمکم کنین نمیدونم مشکلم چیه فقط حس میکنم یه انرژی توی دستم هست که اگه مشت بکوبم توی دیوار یا به کسی یا به خودم دستم راحت میشه

ارتباط با جنس مخالف

باسلام. من دختری ۲۵ ساله هستم و دانشجوی کارشناسی ارشد در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی دولتی کشور .که دارم مدرک تافلم رو میگیرم که برای دوره phd اپلای کنم. که به این علت که فکر میکنم هم سن و سالانم من رو درک نمیکنن و در مسائل سخیف و مسخره ای فرو رفتن و توان فکر کردن به مسائلی ورای این مسائل پیش پا افتاده را ندارند. دوستان چندانی ندارم. به علاوه تیپ شخصیتی من INTP هست. و آدم بسیار هاتی از لحاظ جنسی هستم. ولی تا حالا دوست پسری نداشتم چون علاوه بر بحث سطحی بودن ادم های اطراف دوست هم ندارم الکی وارد یک رابطه ای بشم فقط به هدف رفع نیاز جنسی. البته که مسائل عرفی جامعه هم دخیل هست در این مورد. لازم به ذکر هست که من در رابطه با ارتباط با جنس مخالف مشکلی ندارم و خیلی هم راحت هستم باهاشون .فقط نمیتونم وارد رابطه عاطفی ای بشم که میدونم آخرش هیچه .خلاصه اصلا باعث افتخار نیست که این رو میگم ولی من به سایت های چت روم میرم و در اونجا با افراد صحبت میکنم از هرکدوم که خوشم اومد آیدی اسکایپ میدیم به هم و...یعنی در واقع در حال حاضر تنها راه نسبتا امنی که برای رفع نیازم به ذهنم رسیده همینه...در این حین این اواخر من با یکی آشنا شدم که وقتی شروع به صحبت کردن کرد مثل بقیه سطحی و بی مغز نبود و حرفای احمقانه نزد...خیلی منطقی حرفش رو بیان کرد, مسائل رو از دید یک آدم بالغ حلاجی میکرد,این آدم انقدر پخته و بالغ حرف میزد که حتی فکر نمیکردم هم سن خودمه...بلکه حداقل ۵سال از لحاظ فکری از من جلوتر بود. گفت منو تو در اوج نقص باهم آشنا شدیم و این حقیقت ماست بعد از این هرکی هرچی ادعا کنه دروغه و پوشالی...ادما تحت یک سری شرایطی ممکنه یه سری کارها انجام بدن که در شخصیتشون نیست .چون آدمن و جایزالخطا...پس من نوعی اجازه قضاوت ندارم چون چرا و چگونگی این مسائل به من مربوط نیست(باور کنید عین جملاتشه) من هرچقدر بیشتر با تو حرف میزنم بیشتر حس میکنم که تو خوبی هات انقدری زیاد هست که ادم به مسائل دیگه توجه نکنه...خلاصه جملات فلسفی و جالبی رو بکار میبرد. بی درنگ و کاملا در سرجای خودش...پسرهایی که من حتی در محیط دانشگاه باهاشون در ارتباط بودم انقدر دقیق و نکته سنج نبودن و حتی این چیزا به ذهنشون نمیرسه! از جزئیاتی در گفتن حرف هاش استفاده میکرد که انگار هزاران کتاب خونده, بیت های شعر رو چنان در جای خودش بکار میبرد که دهانت همینجوری هاج و واج باز میموند, میون کلامش ذره ای درنگ نمیکرد انگار که دقیقا اونچه که در اون لحظه از دلش گذشته رو به زبون آورده بدون هیچ برنامه ریزی قبلی...در مورد محیط کار و شرایطش انقدر دقیق صحبت میکرد که فکر میکردی چندین سال کار کرده در واقع من خودم این مسائلو بعد از ورود به محیط کار فهمیدم و درک کردم. از سیاست گرفته تا فیلم ها و کتابها و تحلیل ها و نقد ها همه چی با استدلال های قوی از دید یه آدم حداقل سی ساله...تن صدای ارام و متین و صبور...نوع نگاه به مسائل طوری بود که انگار هرچی میگه طی تجربه در زندگی با گوشت و پوست واستخون حس کرده...خلاصه چند مدتی باهم صحبت کردیم. تا این که به من گفت من یه پسر ۱۶ ساله هستم که زود بزرگ شدم و همه ی اینایی که بهت گفتم تو خیال من بود بهشون شخصیت داده بودم...ولی باور کن پیش تو خودم بودم. من برا کسی که از خودم کوچکتره از شاملو بخونم بهم میخنده...برای بزرگ تر از خودم هم بخونم بهم میخنده...من از درد هایی رنج میکشم که مال من نیست...تو منو فهمیدی و من برای ادامه دادن به لذت فهمیده شدن دروغ گفتم...خلاصه که من الان این حس رو دارم که حتی یه بچه ۱۶ ساله هم میتونه منو سرکار بذاره و این حس خیلی عذاب آوره...از طرفی هم فکر میکنم نکنه چند شخصیتی بود و یهو تحت فشار این که فهمیدم اسمشو بهم دروغ گفته و دعواش کردم تغییر شخصیت داد? که این خیلی وحشتناکه...چون یهو تنگی نفس گرفت گفت برم قرص بخورم بیام و اومد این حرفارو زد...خلاصه که من به عقل خودم شک کردم...و نیاز به کسی دارم که این مسئله رو برام حلاجی کنه... در واقع بحث من این نیست که وابسته شدم یا چیز دیگه...بحث من اینه که خواسته های من از رندگی انقدر ابتدایی و احمقانس? در حدی که یه بچه تونسته منو سرکار بذاره? در حالی که خودم فکر میکنم خیلی منطقی به مسائل نگاه میکنم?

استرس

سلام وقت بخیر .من تقریبا ۴۰ روز پیش اولین رابطه جنسیمو داشتم که بدون کاندوم بود . و حین رابطه قرص تادالافیل مصرف کردم . چند ساعت بعد از رابطه دچار سردرد خفیف و درد استخوان شدم . شب بعدش فکر و خیال اینکه بیماری مقاربتی گرفتم دچار استرس شدید شدم سردردم ضربانی نیست و حس سنگینی در سر داشتم . و دچار ضعف بدنی شدم زود خسته میشدم یه درد خفیفی در ناحیه پا داشتم و پای چم دچار گرفتگی شده ولی طوری نبود که نزاره راه برم یا ورزش کنم . بعد از ده روز به پزشک مراجعه کردم و چون یه نقطه از بدنم در اثر بریدگی زخم شده بود دکتر فکر کرد عفونت دارم و برام امپول ... تجویز کرد امپولارو که زدم شبش دچارتعرق شدم و فایده ای برام نداشت و استرسم بیشتر شد . دوباره رفتم دکتر برام باز امپول بتامتازون و عفونت و ... باز دوباره تا دو روز تعرق داشتم و بعد دوباره خوب شدم . ولی باز سردرد خفیف رو داشتم و یکم ضعف . رفتم ازمایش دادم بعد دکتر گفت استرس داری و پروپرانول و قرص زانس ( استرس ) بهم داد . از وقتی اینارو مصرف کردم سردردم بهتر شد و نسبت به قبل بهتر شدم ولی هنوز حس میکنم بدنم قوت قبلو نداره و سرم یکم داغه و احساس درد خیلی خفیف در سر و سنگینی سر دارم ( ولی تب ندارم ) حس گرمایی در پیشونی دارم که در طول روز میاد سراغم . ضعفم بهتر شده . اون خانمیم که باهاش رابطه داشتم گفت رفتم ازمایش ایدز دادم اون ازمایشی که در ۱۵ دقیقه جوابشو میدن و مشکلی نداشت . من ازمایش ایدز ندادم ولی بعد از یک ماه از این ماجرا ازمایش خون و ادرار رو دادم و هیچ مشکلی نداشتم ( چربی و قند و تیرویید و همه چیم نرمال بود ) الان بعد از گذشت ۴۰ روز نسبت به قبل درد سرم بهتر شده و ضعفم بهتر شده ولی همچنان حس میکنم در طول روز پیشونیم داغ میشه ولی تب نیست و یکمم حس میکنم مثل قبل انرژی ندارم . از وقتی قرصای پروپرانول و میخورم چشمام در طول روز قرمز میشه و شبا هنگام رانندگی یکم اذیت میشن و وقتی به چشام اب میزنم بهتر میشن و بعضی وقتا دستام میخاره و وقتی میخارونم قرمز میشه و بعد از یک ساعت دوباره دستم خوب میشه ( البته سابقه الرژی دارم نسبت به میوه و ... و قبل این ماجرا هم دستام اینجوری شده در طول سال ولی الان زیاد ... دکتر عمومی معاینم کرد گفت نیاز به ازمایش ایدز نداری و گفت که استرس باعث شده ... ( علایم دیگه ای نداشتم در این مدت سابقه بیماری خاصی ندارم . فقط چند سال پیش دکتر بهم گفت واریکوسل خفیف نوع سه داری داری که نیاز به عمل نداره ) فقط از همون روز اول تا الان قرص استامینوفن و ایبوپروفن و این دست قرصارو میخوردم هیچ حس خوبی بهم دس نمیداد و تاثیری نداشتن و حتی حس بدیم داشتم . ولی قرص زانس و پرورپرانول حس میکنم تاثیر داشتن و ارامش رو بهم دادن . واقعا استرس و فشار عصبی میتونه اینقدر سریع سردرد و درد عضلانی خفیف ایجاد کنه که اینقدر طول بکشه ؟ و اینکه پروپرانول مصرفشو ادامه بدم یا داروی دیگه ای که بهتر باشه برام تجویز میکنید .