بازگشت به لیست سوالات
ز.خ
عنوان :

سردرد

متخصص روانپزشکی
باسلام
ببخشید من ۲سالو نیم با شوهرم دوست بودم مشکل داشتیم حتی کتکمم زده بود ولی چون دوس داشتم هی میبخشیدم.الان۷ماهه عقد کردیم بعداز عقد اخلاقش سرد شد پیش خانوادش خیللللی ازم دفاع میکنه ولی بعدش ک از خانوادش چیزی میگم بازم بهم هیچی نمیگه بازم طرفمو میگیره ولی وقتی دعوامون میشه همه چیو میزاره کف دسته باباش.الانم میگه باید جداشیم ولی من دوسش دادم نمیخوام اینجور بشه.تورو خدا راهنماییم کنید ک چکار کنم

دکتر علیرضا جاهدی

سلام به همراه شوهرتون برید مشاوره خانواده تا علت مشخص بشه بعد ببین قابل حله یا نه




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


خود ارضایی

سلام و خسته نباشی .من الان چندین ساله مبتلا به خود ارضایی هستم و روزانه دو تا سه و یا پنج بار این عمل رو انجام میدم و خیلی رو کارم تاثیر گذاشته و هرچی سعی کردم ترک کنم خیلی به خودم فشار اوردم 2 روز تونستم وتو این شرایط برایم مقدور نیست ازدواج کنم و میخوام که برا همیشه ترک کنم چون خیلی خلل تو زندگیم وارد کرده.سپاس گذارم

اضطراب

سلام دکتر من دختر 20 ساله ای هستم که دانشجوام در یک رشته ی به اصطلاح خوب در دانشگاه دولتی اما به شدت آدم مضطربی هستم... اعتماد به نفس ندارم . خیلی از رفتارهام توی گذشتم هستن که ساعتها ذهن منو به خودشون مشغول میکنن... راجع به هر حرفی که میزنم ساعتها فکر میکنم و شاید از خودم بدم میاد و خودمو تنبیهم میکنم... از آدما فاصله گرفتم و وقتی تنهام حس آرامش بیشتری دارم... چند روز پیش به دلیلی به شدت مضطرب شده بودم تا حدی که که تنگی نفس گرفته بودم و احساس خفگی میکردم و همش گریه میکردم و احساس نارضایتی از خودم حتی توی اون لحظه دوست داشتم خودمو بکشم ... خیلیا میگن که دختر زیبایی هستم اما من از خودم بدم میاد... خیلی اذیت میشم که چیزهای بی اهمیت ساعتها ذهن منو به خودشون مشغول میکنه و طرز تفکر دیگران به شدت برام مهمه اگه دوست من بگه فلان لباست چقدر زشته دیگه هرگز نمیپوشمش. دیگه خسته شدم ازین رفتارام ولی خیلی جاها سعی میکنم با تلقین اضطرابو از خودم دور کنم اما افکار منفی نمیذاره. در مورد انتقاد دیگران و یا هر مسئله ای که ذهن منو درگیر کنه سریع عصبی میشم و پرخاش میکنم. ممنون میشم کمکم کنید.

بدبینی نامزدم

سلام نامرد من چن وقتی هست نسبت به مادرم بد بین شده، و کلا به من میگه من دوس ندارم برای مادرت فلان کار یا فلان کارو بکنی،. الان هم مادر من شهرستانه از من درخواست کرده برم دنبالش، ولی نامزدم میگه حق نداری بری چیکار کنم؟ ممنون میشم راهنمایم کنید

راهنمایی

با سلام . با عرض معذرت از اینکه مزاحم اوقاتتون شدم . مشکلم این است که غریزه جنسی بنده خیلی بالاست و هم اینکه با وجود اینکه همسر و فرزند هم دارم اما دنبال صیغه کردن میباشم با وجود اینکه به همسرم هم قول دادم که این کار را کنار بگذارم . از شما خواهشم این است که راهنماییم کنید که آیا این کار مشکلی دارد ؟ چطور میتوانم این کار را برای همیشه ترک کنم؟ خانمم هم بهم میرسد .راضی هستم اما من یک سری حالات در سکس میخواهم که همسرم قبول نمی کند به خاطر همین سراغ صیغه کردن میروم .لطفا کمک کنید در صورت امکان ترک کنم . ممنون

احساس افسردگی

با سلام خدمت شما ، من چند ماه پیش به دنبال یک شکست عاطفی دچار پریشانی و درگیری دهنی بودم و این حالت چند ماه ادامه داشت ، الان مجددا به دلیل اینکه اون فرد دوباره یه جوری خودش رو بهم نشون داد و داغ دلم رو تازه کرد حالت های قبلیم برگشته به شکل شدیدتر ، من اون فرد رو دوست داشتم و تمام این مدت درگیر عشقش بودم حالا تظاهرش جوری بوده که من رو در تردید برای دوست داشتنش قرار داده ، برای همین دچار یک خلاء ناگهانی و افسردگی شدید شدم . الان چی کار کنم؟!