بازگشت به لیست سوالات
ع.پ
عنوان :

انزال دیر رس

دکترای سلامت جنسی
سلام و خسته نباشید
ببخشید من انزالمدخیلی دیررس هست و این موضوع اذیتم میکنه . سابقه خود ارضایی و بیماری خاصی هم ندارم . ممنون میشم کمکم کنید

دکتر حمید مهرابی

لطفا بیشتر توضیح دهید که منظور شما از دیرانزالی دقیقا چیست؟

ع.پ

یعنی تایم سکس بین منو همسرم بیشتر حد نرمال ب حدی ک دیگه خسته میشم و گاهی واسه اینکه خانومم راحت باشه از ادامه سکس منصرف میشم معمولا ۱ ساعت ب بالا ب ارگاسم میرسم

دکتر حمید مهرابی

اگر علی رغم میل باطنی خود ارضا نمی شوید، و در حالی که تحریک شدید اما باز در حالی که دوست دارید ارضا شوید، باز ارضا نمی شوید یا به دشواری ارضا می شوید نیازمند درمان هستید

در گام اول به پزشک ارولوژی مراجعه فرمائید اگر ایشان تشخیص دادند که مشکل شما جسمانی نیست و از این نظر مشکلی ندارید، به همراه همسرتان حضوری مراجعه بفرمایید

ع.پ

باشه دست شما درد نکنه سپاس

سوالات مشابه


خانواده

سلام وقتتون بخیرمن دختر 21 ساله هستم و متاهلبا همسرم دوست بودیم و ازدواج کردیمو الان کمی با مشکل مالی مواجه هستیممشکل مالی به قدریه ک خیلی وقتا حتی ساده ترین و ضروری ترین چیز ها رو نمیتونم بخرم و اینکه تو دوره مجردی از امکانات کامل برخوردار بودمو در این بین فشار های خانواده برا این نداشتن وضع مالی و شغل همسرم خیلی روم زیادهالان ی مدته هی دوست دارم گریه کنم ب شوهرم وابسته تر شدم دوست دارم همش ابراز علاقه کنه و اینکه خیلی حساس شدممثلا علاوه بر خودش من هم با دختر خاله و دختردایی هاش راحتم و خوبیم الان چند رئزره اصلا دلم نمیخواد ک وقتی من نیستم و باید دنبال دختر خالش بره اون جلو بشینه یا اصلا کسی ک بهش نامحرمه جلو بشینعهتو طول اون مدت ک بره و بیلاد کلی ناراحتم و کلی هم خون خونمو میخوره بهونه گیر شدم با کوچیکترین حرف ناراحت میشم و با کوچکترین حرف عصبی میشم و اشکم سرازیر میشه مثل قبل بشاش نیستم و حوصله مهمونی یا دورهمی های طولانی مدت رو ندارماز طرفی خیلی کم این چیزا رو بروز میدم تا همسرمو اذیت نکنمازین وضع واقعا خسته شدم و نمیدونم چیکار کنملطفا راهنمایی کنید

مشاوره ازدواج

سلام عرض میکنم خانوم دکتر عابدینی طاعات عباداتون قبول باشه انشاالله . بنده پسری 29 ساله هستم که با یکی از دختران اقوام که 30 سال سنشونه نامزد کرده بودم ایشون توی زندگیشون تجربه یک بار شکست عشقی رو داشتن و پدرشون رو هم بیست ساله که از دست دادن و رو پای خودشون بزرگ شدن مث یه مرد و بعد از اون هم چند خواستگار براشون اومده بوده که هرکدوم رو به نحوی رد کرده بودن تا اینکه من به خواسته گاریشون اومدم بنده خودمم هم یک بار قبلا نامزد کرده بودم و به علت ایینکه انتخواب خودم نبود توی عمل انجام شده قرار گرفتم و پشیمون شدم از ظاهر اون بنده خدا که کلی استرس و اضطراب داشتم برای جواب دادنشون که حتی پام به دکتر وا شد و سرم روم سوار کردن به خاطر استرسم و خلاصه پشیمون شدم حالا از اون نامزدی پنج شیش سال میگذره و اینجا رو انتخواب کردم دختر خیلی خوبی هستش و عقاید مذهبی هم داره و تحصیلاتشون هم از من یه مقطع بالاتره. بنده کاردانی برق دارم ایشون لیسانس معماری هستن و خیلی هم منطقی هستن و با احساسات تصمیم نمیگیرن چون شکست عشقیش باعث شده که دیگه به راحتی دل به کسی نده خلاصه ما بعد یه دوسه هفته ای ملاقات با ایشون و گپ و گفت تصمیم گرفتیم که دیگه با هم ازدواج کنیم ولی خب ایشون هنوز میگفتن که به زمان بیشتری برای اشنایی زمان لازم دارن و ما یخورده بهشون فشار اوردیم و نامزد کردیم بعد خوندن صیغه محرمیت و فاصله یک هفته ای از هم من به مدت یک هفته خونشون موندم چون اونا شهرستان بودن و فاصله مون زیاد بود که برم و بیام خلاصه توی این یک هفته همچی داشت خیلی خوب پیش میرفت که من احساس کردم که نیاز جنسی دارم و البته این رو هم به خودم قبولونده بودم که الان زمان مناسبی برای این کار نیست و باید چند ماه صبر کرد تا دختر دلش راه بیاد بنده تا قبل از اومدن به خواسته گاری سر کار. قرار دادی بودم و بعد نامزدی قرار دادم تموم شد و بیکار شدم و البته خونواده همسرم هم با بیکاری بنده مخالفتی نداشتن و گفتن تا موقع عروسی ایشالا کار گیرت میاد و نگران نباش و من هم زیاد نگران نبودم و با نانمزدم هم در مورد کار صحبت میکردم که کجا کار پیدا کنم خوبه و اون میگفت فقط جنوب نباشه که اقماری باشه و دیر به دیر ببینمت ولی تو همین شهر خودمون اگه کارت گیرت بیاد خوبه ولی حقوقاشون معمولا کمتر از جنوبه خلاصه من هر وقت میخواستم به نامزدم نزدیک بشم و یکمی باهاش معاشقه داشته باشم و بغلش کنم ازم فاصله میگرفت و میگفت هنوز دلم براش زوده که راه بیاد خب منم تحت فشار بودم و این باعث شد که یخورده دپرس بشم و وقتی هم که دپرسم یه حس خودکمبینی میاد سراغم و دیدم نسبت به دنیای اطرافم منفی میشه و یه شب داییش اینا اومدن خونشون خب داییش اینا شخصیتشون جوریه که زیاد گرم نمیگرین و نمیجوشن با اطرافیانشون و اینجوری هستن کلا با همه ولی من به خودم میگرفتم و میگفتم که حتما به خاطر اینکه کار ندارم بهم محل نمیزارن و کلی ناراحتی میکردم تا اینکه شبش خانومم بهم پیام داد که چرا ناراحتی ما رو هم ناراحت کردی و من دوس دارم تو خوشحال باشی و هر کاری میکنم که خوشحالت کنم نمیشی و منم در جواب بهش گفتم که اخه من چه گناهی کردم که بیکارم کسی بهم محل نمیزاره حتما باید پول دار باشم تا منو تحویل بگیرن و خانومم گفت واقعا اینجوری فک میکنی و کلی نارحت شد و ساعت دو شب منو از خواب بلند کرد گفت پاشو تا بریم بیرون کلی ازت ناراحتم خلاصه رفتیم بیرون داشت با ناراحتی حرف میزد خواستم دستشو بگیرم گفت دیگه بهم دست نزن خیلی از دستت ناراحتم بعد گفتش که من بهت گفته بودم که داییام اخلاقشون چجوره با همه جوش نمیخورن و اینجور خلق و خویی دارن تو با این کارت باعث شدی من حس امنیتم رو نسبت بهت از دست بدم و احساسم نسبت بهت برگرده مثل همون روز اول اشناییمون و باید دوباره تلاش کنی دلمو بدست بیاری و من کسی که بخواد اینجوری باهام برخورد کنه باهاش کات میکنم و اون شب خیلی سرد بود منم میلرزیدم گفت که این سرما هم به عنوان تنبیهت هستش خلاصه برگشتیم خونه و گفت فردا هم خودت تنهایی میری دنبال همون کاری که گفته بودی میگردی و من اون شب استرس وحشتناکی بهم وارد شد و اضطراب عجیبی داشتم که تا صب خوابم نبرد و استرس شدید تمام بدنم رو گرفته بود صب رفتم دنبال همون کار خب اون کار نیاز به چهار ماه دوره داشت و گفتن که بعد باید مغازه داشته باشی و کارش هم بسته گی به بازار داره و یخوره شرایطش سخته خلاصه با کلی ترس و استرس و با دوتا شاخه گل برگشتم پیش نامزدم اون خواب بود و من خیلی استرس داشتم و بیدارش کردم و گرفتمش تو بغل و کلی گریه کردم و گفتم نمیخوام از دست بدمت نمیخوام از دست بدمت یه ترسی تو وجودم افتاده بود که نگو و استرس و من تا سه روز استرس داشتم و نمتونستم غذا بخورم هر کاری میکردن که استرسم رفع بشه نمیشد حتی نامزدم یه شب اومدم پیشم خوابید و من اون شب خواستم که باهاش معاشقه کنم که ترسید و کلی شکه شد و ترس برش داشت من فقط یه لحظه دست زدم به سینه هاش و اون فراری شد و کلی ترسید و من موقعی که بهش دست زدم یخورده احساس خوبی پیدا کردم و داشت یکمی بهتر میشدم که بلند شد نامزدم ؛ بعد این ماجرا ها من نسبت به نامزدم دیگه هیچ سرد شده بودم و زیبایش دیگه برام جذابیتی نداشت تا اینکه بهش گفتم. که نسبت بهت سرد شدم. و دوران نامزدی برای اینکه ما هم دیگه رو بشناسیم و تصمیم بگیرم که ادامه بدیم یا ندیم. و اون دیگه ناراحت شد و حلقشو در اورد داد بهم و رفت بیرون و من پیش مادرش اینا بودم حاج و واج بودم که چی بهشون بگم. همش میگفتم که رفتارش مردونست و خیلی منطقیه و نسبت بهش سرد شدم و گریه میکردم و میگفتم که من حسرتش رو خواهم خورد و فرداش من دیگه برگشتم و نمیدونم دلیل این رفتار من چی بود و ترسم از کجا نشعت میگرفت که همچین استرسی بهم وارد کرد ایا نبود اعتماد به نفس بوده ایا نبود عزت نفس بوده ایا در اثر خود کمبینی بوده یا به علت نداشتن کار بوده و یه چیز دیگه هم بگم من از کودکی با مشاجرات و عصبانیت های پدر و مادرم بزرگ. شدم و کلی ترس تو دوران کودکیم داشتم و از عصبانیت و ناراحتی بدم میاد و ایا بخاطر ترس از عصبانیت و ناراحتی نامزدم بوده که نسبت بهش سرد شدم ایا به خاطر اینکه نیاز جنسیم برطرف نشده سرد شدم یا شایدم به خاطر شکستی. که قبلا خورده بودم و یه خاطره بد داشتم از نامزد سابقم و استرسی که از. اون دوره یادم مونده بوده و احساس ترک شدن از نامزدم رو داشت سرد شدم و من هنوز فکر میکنم بهش علاقه دارم و دلم براش تنگ شده و چندین روزه که دارم گیره میکنم ولی همش دودلم و میترسم دوباره اون ترس و استرس بیاد سراغ لطفا کمکم کنید خانوم دکتر با تشکرات فراوان

ترک سیگار

سلام اقای دکتر من الان چند روزه وارنیکیلین مصرف میکتم میخواستم بدونم بعد چند روز باید سیگارو قطع کنم

استرس شدید و بی دلیل . سردرگمى و بى هدفى

سلام . من ٢١سالمه و تقریبا یک ساله که فوق دیپلم گرفتم و فعلا کار میکنم . همیشه براى انجام هرکار کوچیکى استرس دارم و گاهى وقتا این استرس انقدر شدید میشه که خیلى عجیب و شدید احساس بى قرارى میکنم . از شرایط کارى و تحصیلیم راضى نیستم و از اینکه نمیتونم وقتمو براى کارى که دوست دارم بزارم خیلیى ناراحتم . و دوست دارم که هدفم براى ایندمو مشخص کنم .اما متأسفانه نمیتونم . خیلى ممنون میشم بهم کمک کنید

بی خوابی مزمن

با سلام و خسته نباشید همسر من چند سالیه در فصل تابستان و پاییز دچار بی خوابی میشه و تا صبح خوابش نمی بره قرص های خواب اور باعث میشه دو سه روز به شدت خسته بشه و نتونه بیدار بمونه اگر کمکی کنید ممنون میشم



شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.