بازگشت به لیست سوالات
ب.ب
عنوان :

دلشوره

متخصص روانپزشکی
سلام روز بخیر ، بهناز صدری هستم هفته گذشته مراجعه کردم٠٥/٠٩ ، توپیرامات رو مثل قبل یک و نیم مصرف میکنم و لاموتروژین از یک و نیم به ١٠٠ افزایش پیدا کرد
الان یه مقدار دلشوره دارم و قبل ازینم یه مقدار خیلی کمی به ندرت داشتم و احساس افسردگی دلم می خواد گریه کنم

علت اضطراب تون رو بفرمایین

این اضطراب تداخلی با کارهای منزل یا شغلتون پیش آورده؟

نمیدونم خودمم صبح که بیدار میشم حاضر شم بیام سر کار دلشوره میگیرم بعد همینطور که چند ساعت میگذره بهتر میشه
خوبه
یه مقدارم احساس افسردگی دارم

کارهاتون رو مثل قبل میتونین انجام بدین؟

شبها چه ساعتی به خواب میرین و صبح چه ساعتی بیدار میشین؟

شبها یک چهارم کلونازپام یک میلی میتونین مصرف کنین

بله انجام میدم
شبا حدود ١٢ صبحا ٧،٣٠ تا٨
باشه چشم

شبها زودتر بخوابین و داروها ی شب زودتر مصرف بشه

قرص شب رو ٨ می خورم اما زودتر خوابم نمیبره حالا سعی خودمو میکنم


سوالات مشابه


افسردگی و بیخوابی بعد از زایمان

با عرض سلام من 6 ماهه زایمان کردم متاسفانه چون کوچولوم کولیک و رفلاکس داشت و دایم بیقرار بود علایم افسردگی رو پیدا کردم و دائم استرس داشتم ی مدت قرص آسنترا 50 روزی نصف خوردم بهتر شدم تا اینکه به علت بیدار شدن های کوچولوم دچار بیخوابی شدم با توجه به اینکه شیر خودم رو میدم دارویی هست برا تنظیم خواب شب که به بچه هم آسیب نرسونه ؟الان چند شبه آمی تریپتیلین ده میحورم و آسنترا هم نمیخورم نه استرس دارم خوابمم خوب شده فقط نمیدونم برا بچه ضرر داره باید جایگزینش کنم یا خیر ؟

بیماری شیدایی

با سلام و احترام جناب دکتر بیدکی احتراما باستحضار میرساند که یکی از دوستان من در سال 93 دچار بیماری شیدایی شد بطوری که حس خودبزرگ بینی و خود برتری نسبت به دیگران، بدبینی، صحبت کردن زیاد داشت و از طریق پیامک های زیاد باعث مزاحمت برای دیگران میشد و حتی شایعه مرگ خود را از طریق پیامک ارسال کرد و خلاصه اینکه خانواده خود و دیگران را به تنگ آورده بود، ولی با مراجعه به روانپزشک در تهران و همچنین مراجعه حضوری به شما تحت درمان قرار گرفت و بعد از یک دوره افسرگی شدید الحمدلله بیماری رفع گردید. متاسفانه این روزها دوباره در اثر یک اتفاق ساده کمی دچار حالتهای قبلی از قبیل خود بزرگ بینی، عدم پایداری رفتار، زود عصبی شدن، صحبت کردن زیاد، وسواس زیاد، مهاجرت از دیار قرار گرفته است ولی در سطح پایین تری از سال 93 و از مراجعه به پزشک خودداری میکند. در ضمن به دستور پزشک در این مدت چند سال، نصف قرص دپاکین 500مصرف میکرده است که پزشک فرموده بود در صورت مشاهده تشدید حالتهای ایشان به مدت 10 روز قرص دپاکین 500 را کامل مصرف کنند.هم اکنون مدت 15 روز است که از مصرف دپاکین500(کامل ) میگذرد و هنوز به حالت عادی برنگشته است. سوال اینکه با توجه به امکان عدم مراجعه حضوری ایشان مصرف کامل قرص دپاکین 500 کافی می باشد؟ لطفا ارشاد بفرمایید. با تشکر

ریتالین

سلام وقتتون بخیر چند روز پیش با شما راجبه قرص ریتالین مشورت کردم و سپاس گذارم برام چند سوال دیگه پیش امد ممنون میشم بهم جواب بدین ١_ همه جا حرف از اعتیاد به قرص ریتالین هست و این منو میترسونه ، در چه صورتی این وابستگی به وجود میاد ؟ ٢_ مصرف قرص را تا چه زمانی باید ادامه بدم ؟ ٣_ ایا ریتالین درمانگر است ؟ یا فقط به صورت موقت عمل میکند ؟

کنترل نداشتن اعصاب

با سلام خانم دکتر جان من اولین بارم هست که با یک روانپزشک صحبت میکنم، نمیدونم اصلا درست انتخاب کردم یا باید دکتر مغز و اعصاب برم، من 33سالمه و دوفرزند یک پسر 5ساله و یک دختر 1سال و 3ماهه دارم بشدت دوستشون دارم و وابستشونم، مشکلم اینه وقتی عصبانی میشم کنترلم رو از دست میدم و بعضی اوقات که پسرم خواهرش و اذیت میکنه یا یطنتی میکنه من از کوره در میرم و میزنمش داد میزنم، چند دقیقه بعد خودم پشیمون میشم گریه میکنم اصلا دوست ندارم این کار و کنم، خیلی با خودم حرف میزنم میگم تو حق نداری مانی و بزنی تو حق نداری داد بزنی آروم باش خیلی خوب پیش میرم اما بخاطر اینکه این دوتا صبح تا شب پیشم هستن و تمون سختیشون رو دوشمه و کار خونه و... و اینکه همسرم خیلی تو بچه داری کمکم نیست باز خستگ بهم فشار میاره و از کوره در میرم عصبی میشم گریه میکنم داد میزنم نمیدونم چیکار کنم باید دارویی مصرف کنم؟ چون من به دخترم شیر هم میدم نمیدونم میتونم دارو مصرف کنم... فقط این موضوع در مورد بچه هام نیست کلن با کسی حرف بزنم بحثم بشه زود عصبی میشم دیگه نمیتونم آروم حرف بزنم فقط داد و بیداد میکنم خودم خسته شدم بیشتر ناراحتیم برای بچه هامه دوست ندارم یه مادر عصبی داشته باشن اوناهم بهمن نگاه میکنن، روشون تأثیر میذاره،،، ببخشید طولانی شد خیلی دلم پر بود و اولین بار بود برای کسی حرف میزدم.

فشار عصبی

سلام خانم دکتر خسته نباشید. من پسری 28 ساله هستم سالهاست دچار مشکلی عصبی هستم که بعضی شرایط واقعا اذیتم میکنه اونم اینکه مثلا میخوام برم یه مراسم ختم که اقوام هستند یا با جنس مخالف یا اینکه موقع عصبانیت خیلی تحت فشار قرار میگیرم و این باعث میشه در برخورد با مردم خودم نباشم واحساس عصبی بودن بهم دست میده و راحت نیستم و قفل میکنم انگار میخام نقش بازی کنم. حافظه م خیلی ضعیفه و همینطور تمرکزم .اصلا قدرت استدلال ندارم و مثلا تلفن زنگ میزنه هم میترسم تپش قلب میگیرم.صبحا هم از خواب بلند میشم صدای یه سوت توی سرم دارم که فک میکنم ناشی از همین فشار عصبیه استدعا دارم راهنماییم کنید که چه کارهایی برای بهبودم انجام بدم واقعا از زندگی سیرم کرده .ممنون