از کارم بیکار شدم الانم بیکارم به خاطر بیماریم
قرص سیناریزین 25 و بتاهیستین بهم دادن
که الان ی سالی هست فقط سیناریزین 25 میخورم
ولی اگ بخوان صبحها زود بیدار شم سرگیجم شدید تر میشه
با توجه به اینک گوشم میانی و داخلی تست کردن و مشکلی نداشت من فک میکنم مشکل از گردنم باشه
جدیدا دست و پامم ی حالتی ضعف پیدا میکنه
سلام، ام ار آی از مغز بگیرید حتما
سوالات مشابه
رفتار غیرعادی فرزندم پس از بیدار شدن
سلام فرزند بنده حدود17 سال سن دارد مدتی است تقریبا یک ماه بعضی وقت ها که می خوابد بعد از مثلا یک ساعت از خواب بیدار مشود وشروع به دویدن در خانه می کند (البته درطول یک ماه این اتفاق 3بار افتاد) پس از مراجعه به دکتر رونپزشک برای ایشان نواز مغز نوشتند بعداز آن دیگر این اتفاق نیفتاد تا زمان نوار مغز که دیروز بود وبه علت اینکه باید از شب قبل بیدار می بود وهنگام نوار مغز نخوابید وطولانی شد مقداری عصبی شد وپس از خوابیدن بعداز یک ساعت بیدار شد وبا شدت بیشتری نسبت به قبل این اتفاق تکرار شد به طوری که درب ها را می کوبید به داخل دستشویی رفته ولخت بیرون آمد وشروع به را رفتن کرد لیوان آب را با دست در دیوار خورد کرد لطفا راهنمایی بفرمایید باتشکر
سرگیجه
با سلام مدتیه مادرم دچار سرگیجه میشه سابقه کم خونی پوکی استخوان قند فشار خون هم داره.. چند باری تو حیاط خونه سرش گیج رفته و افتاده زمین در حال حاضر هم وقتی میخواد از خواب بلند شه بدنش بی حس میشه واتاق دور سرش میچرخه یا موقعی که نشسته میخواد بلند شه نمیتونه خودشو کنترل کنه و بازم سرگیجه میگرتش البته بیشتر وقتی که تحرکی انجام میده موقت اینطور میشه و زمانی که ثابت شد خوب میشه.. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید و داروهای مورد نیاز ذکر بفرمایید. با تشکر
تشخیص بیماری و درمان
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر شفیعی. من 36 سال سن دارم و حدود چهار ماهه از بهمن ماه تو ناحیه پایین کمرم درد میکنم به طوری که نمی تونم خم بشم. همیشه کارهای سنگین و غیر معقول انجام می دادم تا اینکه بار آخر کمر درد گرفتم.براساس مطالب اینترنت و مشاهداتم بدون مراجعه به دکتر تشخیص دیسک کمر دادم. کارهایی از قبیل خم شدن، بلند کردن جسم سنگین و... انجام ندادم. فقط روی تشک سفت می خوابیدم و دمر می خوابیدم در حالی که بالش زیر شکمم بود و یک کیسه نمک دریای داغ رو کمرم می گذاشتم. تقریبا بعد دو ماه درد قطع شد و خیلی که سر پا می ایستادم تو کمرم احساس خستگی می کردم. متاسفانه اشتباه کردم و با خیال خوب شدن کار سنگین کردم و جسم سنگین بلند کردم. دوباره درد شروع شد. الان دو ماهه که کمرم دوباره درد داره و نمی تونم خم بشم. البته خم که میشم درد شدید حس میکنم. چون کارم تدریسه زیاد سر پا می مونم البته سعی میکنم یکجا نمونم و قدم بزنم. وقتی خیلی کلاس دارم بعضی مواقع پشت پاهام درد حس میکنم. که البته با استراحت رفع میشه. MRI گرفتم، نتیجه اش رو براتون ارسال کردم. در ضمن 180 سانت قد دارم و وزنم 98 کیلو بود که الان به 93 رسوندمش. حدود یک ماهه ورزش های دیسک که از اینترنت گرفتم رو انجام میدم و روی تشک طبی فنری میخوابم. به راهنمایی دوستی قرص tripleflex استفاده کردم. الان بهترم ولی نمیتونم خم شم مگه زانوهام خم شده باشه. لطفا براساس گفته هام و حرفام راهنماییم کنید چه دارویی استفاده کنم. چه ورزشی کنم. چه رژیم غذایی داشته باشم و چه کارهایی نکنم. در ضمن می تونم روزه ماه مبارک رمضان رو بگیرم؟ آیا برای دیسکم ضرر نداره؟ از راهنمایی تون کمال تشکر رو دارم.
بی حسی
با سلام من مدتی هست (حدود 2 سال) هر زمان که در حال سرما خوردگی هستم قسمتهایی از سمت چپ صورت دست و پای من دچار سوزن سوزن شدن شده و حالت سردی به خود میگیرند که باعت ناراحتی من میشود. همچنین گاهی اوقات ضربان قلبم هم بالا میرود (حدود 120) اما فشار خونم پایین است (حدود 10 روی 7). اگر راهنمایی بفرمایید ممنون شما میشوم. با تشکر
آلزایمر
سلام آقای دکتر. روزتون بخیر خب دقیقا نمی دونم از کجا شروع کنم. پدرم 73 سالشه و آلزایمر داره دو ساله که خیلی شدیدتر شده (البته ما هم دو ساله فهمیدیم) آدرسها رو فراموش می کنه. ما رو می شناسه گذشته رو بخاطر داره اما دائم سوال می کنه. بهداشتش خیلی کم شده. خوابش کم شده فوق العاده فوق العاده بی قراره. همش دوست داره بره بیرون و از اونجایی که تنها نمی تونه بره مادر پیرم گاهی اونو می بره و گاهی نمی بره و جالب اینه که وقتی هم که می ره بیرون بلافاصله یادش می ره و دوباره می خواد که بره بیرون در حالی که خیلی هم توان راه رفتن نداره. و خیلی هم می خوره صبح تا شب در حال خوردنه. الان سوالم اینه که نگهداری ازش توی منزل با توجه به اینکه مادرم پیر و مریضه (عمل قلب باز انجام داده و قلبش بزرگ و کم کاره) کار درستیه یا نه؟ خیلی دکتر دواش هم کردیم اما اصلا فایده نداره و ذره ای از بی قراریش کم نمی شه 4 ماه هم گذاشتیمش آسایشگاهی توی میدان هفت تیر تهران که فوق العاده فوق العاده بد بود پدرم رو می زدند می بستن و هر کاری که می خواستن انجام می دادن که ما ناچاراً آوردیمش دوباره خونه... الان واقعاً توی شرایط بدی هستیم (پدرم در واقع پدر خوبی نبوده هیچوقت نمی دونم ما چرا اینقدر احساس مسئولیت می کنیم در قبالش) (ما 4 فرزند هستیم که همگی متأهلیم) الان احتیاج به همفکری شما دارم. پیشاپیش ازتون تشکر می کنم.