بازگشت به لیست سوالات
ز.ح
عنوان :

عدم تمرکز وگاها سردرد

متخصص روانپزشکی
سلام من چند ماهی است دچار اختلالاتی مانند عدم تمرکز کم شدن حافظه گاها سردرد احساس حستگی و خواب آلودگی نداشتن اشتها و احساس مرگ (اینکه چرا میمیریم چرا زنده ایم) شدم... لطفا با این علائمی که گفتم راهنماییم کنید

سلام آیا شروع علائم دلیل خاصی داشته

بیشتر احساس غم هستش یا اظطراب

خب من ورزشکار تیم ملیم احساس میکنم از وقتی به اون هدفی که میخوایتم نرییدم و از تیم حذف شدم دچار این علائم به صورت خفیف شده و الان این علائم بیشتر حس میشه در واقع من همه ی انرژیم ذو گذاسته بودم روی ورزشم که با از دست دادنش کل اهدافم از دست رفت و مدتی هم زیر نظر دکتر قرص های ضد اضطراب و استرس مصرف میکردم

اگه علائم خفیف هستش می تونید داروی کم عارضه ای

مثل فلوکستین رو برای چند ماه شروع کنین

و بعد از بهبود علائم به تدریج قطعش کنید

آیا بدون نسخه پزشک میتونم از داروخانه دریافت کنم؟!
سپاسگزارم



شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت مشاوره ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


مشکل فکری

با سلام و عرض ادب به مدت ده ساله دچار وسواس های فکری گوناگون هستم که در بستر زمان شدت و ضعف داشته. اگر کسی مریض شد همش فکر کردم نکنه منم مریض شم. اگر کسی بچشو کشت نکنه منم اینکارو بکنم اگر کسی دیوانه شد نکنه منم دیوانه بشم و.... بسیار آزار میبینم از این شرایط. میرم مثلا تو گوگل سرچ میکنم اسکیزوفرنی علائمش چیه نوشته دیدن چیزهای توهم آمیز و صداهای توهمی بعد اگه صدایی میاد باید بگردم دنبال ریشش که ببینم توهم بوده یا نه. آقای دکتر من دارم بدترین ها رو میگم در همه زمان ها اینطوری نیستم حتی گاهی ماه ها سراغم نمیاد اما وقتی میاد داغون میشم. واقعا فکر می کنم از حجم فکر دارم دیوانه میشم و حتی به بدیهی ترین رفتارم هم شک می کنم و از همین بابت دیوانه شدن هم کلی میترسم. در کودکی پدر و مادر همیشه تهدید به ترک خونه میکردن و من با اضطراب تمام کودکی رو گذروندم پدرم گهگاه خودشو به دیوانگی میزد و من با دیدن این صحنه ها وحشت زیادی میکردم. اضطراب بی حد و اندازه ای در وجودم رخنه میزد. اما واقعا میخوام تغییر کنم. میخوام گذشته این وسواس لعنتی و اضطراب رو بزارم کنار. سوای اینکه تو کودکی چی بودم و چی شدم. خواهشا ابتدائا به من بگید اسم بیماری و مشکل من چیه و راهنمایی کنید چطور درمان میشه خودم حس میکنم بر عکس ظاهرم عزت نفس پایین باعث این مشکل شده

خودبیمار پنداری

سلام وقت بخیر.من چند سالیه و شاید از نوجوانی اوقات بیکاری بیشتر تابستونا.(چون مشعول تحصیل بودم) فکرای منفی به سراغم میاد ک همش فکر می کنم خدایی نکرده سرطان دارم و به زودی می میرم.یا ام اس دارم و فلج میشم.امسال تابستون نامزد کردم و همه چی تا دوماه خوب بود و اصلا از این فکرا نداشتم .ولی دوباره این افکار آزاردهنده شروع شد.و خیلی علائم بد جسمی مثل تپش قلب حالت تهوع و سرگیجه و گردن درد و دمای بالای بدن داشتم .با همسرم مطرح کردم ایشون گفتن بریم پیش روانپزشک از اوایل مهرماه رفتم پیش متخصص ایشون نصف کلونازپام و یک عدد سیتالوپرام دادن.با پروپانولول ک این قرص و زیاد نمیخوردم. من همیشه دوست دارم آزمایش خون بدم تا مطمئن شم ک مریضی خونی ندارم.آزمایشم دادم و با دارو ها دوماه خوب بودم ولی حالت های جسمیم هنوز خفیف بود.باز افکارم اومد ب سراغم ولی کمتر.دکترم گفت یک چهارم کلوناز و صبح بخور.من عوارض این قرص و تو نت سرچ کردم و فهمیدم اعتیادآوره ب دکترم گفتم صبحا نمیخورم.ایشون برخورد کردن ک باید بخوری و ...ادامه دادم.تا این ماه پیش ک دوباره تقریبا برگشتم سرخونه اول.دکترم از این شهر رفت و من ناچارا پیش یه متخصص دیگه رفتم.ایشون همون دستور و به همراه هالوپریدول روزی یکی اضافه کردن . هیچ کس از دکتر رفتن من خبر نداره جز همسرم.هفته ی پیش با خواهرم ک کارشناس آزمایشگاه هستن درمیون گذاشتم ایشون به شدت با من برخورد کردن.و گفتن همه قرصا رو بریز تو سطل زباله و تو چیزیت نیست و این دارو ها خیلی قوین و ... خیلی ترسیدم تو نت نوشته ناگهانی قط کردن باعث تشنج میشه تصمیم گرفتم خودم کم کنم و قط. الان سه روزه نصف سیتالوپرامو میخورم با شبا یک چهارم کلوناز.علایم جسمیم تقریبا تو این روزا تشدید شده و اینا استرسمو بیشتر کرده.شما بگید چیکار کنم.

استرس

با سلام خدمت دکتر عزیز آقای دکتر من ی مدتی هست که نمیدونم چرا وقتی یه کسی از آشنا ویا دوستان رو به طور اتفاقی تو خیابون ویا جایی میبینم یهو استرس شدیدی بهم دست میده طوری که حتی دچار نفس تنگی میشم و دست و بدنم میلرزه و کنترلم رو از دست میدم. و دلیلش رو نمیدونم واحساس بدی دارم نمیدونم چیکار کنم .

مشکلات عصبی

سلام دکتر خسته نباشید . من خیلی زود از کوره در میرم و به شدت عصبانی ممیشم و وقتتی عصبانی میشم احساس میکنم مغزم تهی میشه و وقت عصبانیت کنترل خودمو از دست میدم و امکان داره به شدت به دیگران اسیب برسونم چیزا رو زود فراموش میکنم حافظم خیلی بده چیزیو در ان واحد فراموش میکنم چکار کنم ؟

فوت فتیش

سلام من 15 سالمه علاقه زیادی به پا دارم از کودکی علاقه زیادی به پا داشتم به طوری که پارسال تمرکزم رو در دروس بهم زد ولی ادم مذهبی هستم یه راه حل بدید برا ترک این بیماری باتشکر