بازگشت به لیست سوالات
ر.و
عنوان :

خودبیمار پنداری

متخصص روانپزشکی
سلام وقت بخیر.من چند سالیه و شاید از نوجوانی اوقات بیکاری بیشتر تابستونا.(چون مشعول تحصیل بودم) فکرای منفی به سراغم میاد ک همش فکر می کنم خدایی نکرده سرطان دارم و به زودی می میرم.یا ام اس دارم و فلج میشم.امسال تابستون نامزد کردم و همه چی تا دوماه خوب بود و اصلا از این فکرا نداشتم .ولی دوباره این افکار آزاردهنده شروع شد.و خیلی علائم بد جسمی مثل تپش قلب حالت تهوع و سرگیجه و گردن درد و دمای بالای بدن داشتم .با همسرم مطرح کردم ایشون گفتن بریم پیش روانپزشک از اوایل مهرماه رفتم پیش متخصص ایشون نصف کلونازپام و یک عدد سیتالوپرام دادن.با پروپانولول ک این قرص و زیاد نمیخوردم. من همیشه دوست دارم آزمایش خون بدم تا مطمئن شم ک مریضی خونی ندارم.آزمایشم دادم و با دارو ها دوماه خوب بودم ولی حالت های جسمیم هنوز خفیف بود.باز افکارم اومد ب سراغم ولی کمتر.دکترم گفت یک چهارم کلوناز و صبح بخور.من عوارض این قرص و تو نت سرچ کردم و فهمیدم اعتیادآوره ب دکترم گفتم صبحا نمیخورم.ایشون برخورد کردن ک باید بخوری و ...ادامه دادم.تا این ماه پیش ک دوباره تقریبا برگشتم سرخونه اول.دکترم از این شهر رفت و من ناچارا پیش یه متخصص دیگه رفتم.ایشون همون دستور و به همراه هالوپریدول روزی یکی اضافه کردن .
هیچ کس از دکتر رفتن من خبر نداره جز همسرم.هفته ی پیش با خواهرم ک کارشناس آزمایشگاه هستن درمیون گذاشتم ایشون به شدت با من برخورد کردن.و گفتن همه قرصا رو بریز تو سطل زباله و تو چیزیت نیست و این دارو ها خیلی قوین و ... خیلی ترسیدم تو نت نوشته ناگهانی قط کردن باعث تشنج میشه تصمیم گرفتم خودم کم کنم و قط.
الان سه روزه نصف سیتالوپرامو میخورم با شبا یک چهارم کلوناز.علایم جسمیم تقریبا تو این روزا تشدید شده و اینا استرسمو بیشتر کرده.شما بگید چیکار کنم.

یک نوع وسواس هست داروهای مناسب دیگری هست فقط باید حصوری تجویز شود ولی دارو می تواند خیلی کمک کننده باشد نگران تشنج هم نباشید

ب نظر شما برم پیش یه متخصص دیگه.بگم داروهامو عوض کنه یا نه؟میشه چند تا راهنمایی دارویی بکنین خیالم راحت شه.ممنونم ک پاسخ دادین

داروهای ضد وسواس سرترالین و فلووکسامین و..



سوالات مشابه


تپش قلب

سلام آقای دکتر من حدودا 6 ماه سرترالین 50 رو میخورم و الان حدودا ده روز تپش قلب نامنظم دارم نوار قلب هم دو روز پیش گرفتم و دکتر عمومی گفت مشکلی نداره نوار قلبم. من کلا به خاطر اینکه احساس نفس تنگی در خواب و خفگی و گرفتن شونه هام و احساس مردن و ناراحتی قلبی داروی سرتالین شروع کرده بودم و خوب بودم تو این شش ماه الآنم تپش قلب که نمیزاره بخوابم یا اختلال در کارم ایجاد می کنه چکار کنم دارو رو ادامه بدم یا قطع کنم کلا نظر شما چی هست آقای دکتر ؟ پروپانول و میترال هم خوردم تاثیری ندارند. (من پرولابس هم دارم و کلا از 18 سالگی به خاطر اضطراب داروهای مختلفی خوردم و تحت نظر دکتر بودم و از دارو خوردن خسته شدم )

بیخوابی

باسلام خدمت اقای دکتر قبل از سولم بیصبرانه منتظر راهنمایی شمام من 25سال سن دارم 6 ماه پیش زایمان کردم از 6 ماهگی که باردار بودم از استرس سلامتب بچم بیخوابی شدید گرفتم که زولپیدم و کلوزاپین تا زایمانم خوردم بعد از زایمان مشکل ادامه داشت و دوز دا روهام هی زیاد میشد که 150 امیتریپترین 2عدد اگزازپام ده نصف نورمازین 100 بود امل این داروها رو 5 ماه استفاده کردم و خوب نشدم و افسدگی شدیدد شد خیلی با اوجه به این که زمینه اریثی داشتم فقط گریه میکردم داد میزدم شب ها نمیتونستم بخوابم داد میزدم و گریه تا اینکه دکترم رو عوض کردم و ایشون برام سدیم والپرات500 فلوکستین 2عدد 20 نورمازین 100 1عدد کوتیاپین 100 یک عدد و لیتیوم 300 دو عدد بود با اینها باز شبهای اول بیخواب بودم و نهایتا کلونازپام 2رو اضافه کردن و تشخیصشون دوقطبی افسردگی بودمن بااین قرصها خوب میخوابم شکر اما صبح هاخیلی خسته کوفته هست بدم نای انجام کاری ندارم و رو تخت میمونم میخواستم تشخیص شمارو در این ضمینه بدونم و کدوم قرص رو جابجا کنمم تا صبح ها انقدر احساس کوفتگی و شلی نکنم؟ممنون منتظر پاسختون هستم

کرونا

سلام من امروز در وسط قفسه سینه ام احساس درد دارم وشانه هام اما تا کنون تب لرز گلو درد نداشتم علتش میتونه کرونا باشه ؟ لطفا راهنمایی کنید

سو مصرف قرص

سلام آقای دکتر، مزاحمتون شدم یک راهنمایی ازتون بگیرم. خواهری دارم که سو مصرف قرصهای آرامش بخش داره و راضی اش کرده ام که به تدریج مقدار مصرف آن را کاهش دهد. ولی به دلیل شرایط پیش آمده در جامعه امکان ویزیت شدن توسط دکترش رو ندارد. در حال حاضر روزانه صبحها 4 میل آلپرازولام و 400 میل ترانکوبین می خورد. و شبها برای خواب هم 6 میل آلپرازولام و 600 میل ترانکوبین می خورد. قدش 154 و وزنش 40 کیلو می باشد. چه پروسه ای رو پیشنهاد می کنید تا به تدریج این قرص ها را به حد معقول برساند و یا حتی ترک کند؟ ممنون از شما

راهنمایی فردایی بهتر

سلام متولد 46هستم سختی زیاد کشیدم خیلی خسته هستم آستانه تحملم خیلی کم شده از همسرم بشدت متنفرم بخاطر غم و رنجی که ازش بهم رسیده درغگویی٬احساس زرنگی و دانایی؛فروش هر چی داشتیم حتی کارت ملی و شناسنامه گواهی رانندگی گواهی پایان خدمت ٬قرض کردن کشیدن چک ختی نگرفتن یه نون تن به کار ندادن از صبح تا شب تلوزیون ٬دراز کشیدن حتی موقع غذا خوردن خودم کار کردم 3تا بچه هامو بزرگ کردم ولی همیشه طلبکار بوده خودشو مسلمون دو آتیشه و همیشه حق به جانب میدونه هیچ احساسی نسبت به بچه ها نداره نمیزاره از دساش خلاص شم چندیت بارگریه کرده و بچه ها واسطه گذشت کردم وقتی اینو می بینم عصبانی میشم اعصابم بهم میریزه آرزوی مرگشو میکنم و اینطوری جو متشنج میشه و باعث ناراحتی بچه ها میشم میخوام راهنمایی کنید من چطور ی به این بی توجه بشم عصبانیتمو کنترل کنم سعی کنم آرومو امیدوار بشم که باعث ناراحتی بچه هام نشم با سپاس