بازگشت به لیست سوالات
ا.م
عنوان :

عصبانیت

متخصص روانپزشکی
سلام خسته نباشید من مشکلم عصبانیته وقتی عصبی میشم هیچه آرومم نمیکنه ی بچه ۱۰ماهه دارم وقتی میخوام لباس تنش کنم نمیزاره عصبانی میشم شده یکی دوبار زدمش خیلی نگران پسرم هستم لطف بگید چکار کنم همسرم هم بیشتر باعث این ناراحتی اعصابم شده خیلی باهام لج میکنه وقتی عصبانی میشم دست چپ خیلی بهم فشار میاره

دکتر مهسا هوشدار

حتما به پزشک مراجعه کنید.باید ازمایشات اولیه برای شما انجام شود و در صورت نیاز نوار مغزی گرفته شود . آن وقت می توان دقیق تر نظر داد.




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


افسردگی

سلام.یک دختر ۲۴ساله ساکن کرمانشاه هستم و فرزند آخر خانواده ۴ دختر و دو پسر.یکساله فارغ التحصیل رشته عمران و بیکار.شش ماه تهران اومدم ب دنبال کار اما نشد و ب اجبار خانواده ب شهرم برگشتم که اینجا ام کار نیست.این مدت خیلی اذیت شدم و هستم احساس میکنم ب هیچ دردی نمیخورم .زود عصبی میشم و حتی از بودن کنار خانوادم اذیتم.دوست دارم برم جایی ک هیچ کدام از اطرافیانم نباشه.فقط با دو سه نفر از دوستانم در ارتباطم.مدتی رفتم کلاس رانندگی و حتی ماشین هم خریداری شد برام ولی برادرم اعتماد ب نفس منو گرفت ک من هیچوقت پشت فرمان ننشستم.این ببکاری خیلی منو اذیت میکنه انقدر که همیشه گریه میکنم و بی هدف و بی آرزوتر از هرزمانی دارم خودمو میبینم و هرشب از خدا میخام ک صبح فردا رو ب چشم نبینم.نمیدونم چیکار کنم

افسردگی

سلام من دچار افسردگی شدم یعنی همش تو خونه هستم از خواب هم که بیدار میشم احساس کسالت دارم حتی نمیدونم باید چکار کنم که حالم خوب بشه لطفا بهم کمک کنید که بتونم سرحال بشم

کمک

باسلام من ازقبل دچاربیش فعالی بودم ومدتی هم هست که وسواس فکری گرفتم الان نسبت به شنیدن هرنوع بیماری حالم خراب میشه اصلانمی تونم ببینم یکی داره درموردبیماری صحبت می کنه باخودم میگم الان من هم این بیماری رومیگیرم باتوجه به اینکه رشتم تجربیه اصلانمی تونم زیست بخونم توروخداکمکم کنیدخیلی دارم زجرمی بینم

اختلال دوقطبی سندرم قاعدگی

بیماری من حدود 9 سال پیش تشخیص داده شده اختلال دو قطبی (می شود گفت نوع 1و 2) چون دوره هایی را تجربه کردم که هر دو خلق را در فاصله های زمانی کوتاه داشته ام با اینکه دکترهای زیادی رو دیدم و داروهای مختلف گرفتم ولی به خاطر نداشتن بینش صحیح نمی تونستم بیماریمو بپذیرم و به همین خاطر به درمان ادامه نمی دادم و مرتب دکترم رو عوض می کردم بیماری من حدود 9 سال پیش تشخیص داده شده اختلال دو قطبی (می شود گفت نوع 1و 2) چون دوره هایی را تجربه کردم که هر دو خلق را در فاصله های زمانی کوتاه داشته ام با اینکه دکترهای زیادی رو دیدم و داروهای مختلف گرفتم ولی به خاطر نداشتن بینش صحیح نمی تونستم بیماریمو بپذیرم و به همین خاطر به درمان ادامه نمی دادم و مرتب دکترم رو عوض می کردم اما الان حدود 3 ساله که بیماریمو پذیرفتم و دوره درمانم رو از بهمن 92 شروع کردم و با یه دکتر تا الان ادامه دادم یک سال کامل : نصف دپاکین + دو تا لاموتریژن + یک چهارم ترانکوپین مصرف کردم . حالم خوب شد بعد از اون دیگه منظم دارو مصرف نکردم مشکل چندانی ندارم فقط موقع پریود برخی علائم افسردگی و عدم تمرکز رو دارم. هم پارسال که داروهامو مرتب می گرفتم و هم امسال که نا منظم. حتی احساس می کنم وقتی داروها رو مصرف می کنم موقع پریود مشکلاتم بیشتر میشه البته علائم به گونه ای نیست که خیلی شدید باشه اما بالاخره کاراییمو پایین میاره خصوصا که من دارم درس می خونم دو ماه دیگه کنکور ارشد داره رشته خون شناسی درسمو خوندم و امید به موفقیت دارم مشکل عمده ای که الان دارم اینه که کنکورم دقیقا روزیه که پریود می شم. من شهرستان هستم و الان بیش از یک ساله که به صورت تلفنی با دکترم در تماس بودم. حقیقتش چون دکترم آقا بودن برام سخت بود که تلفنی این موضوع رو باهاشون در میان بذارم. چند روز پیش با یه روانپزشک صحبت کردم ایشون گفتن لاموتریژن با دپاکین تداخل داره و جواب نمی دن با هم. و گفتن به جای لاموتریژن فلوکستین مصرف کن. و به جای ترانکوپین الانزاپین بگیر. برای اضطرابم هم پراپرانول دادن. ممنون می شوم اگر شما هم نظرتان را اعلام فرمایید راستش چون کنکور دارم و شرایطم حساس هست نگرانم که این ترکیب جدید مناسب خواهد بود یا خیر.

روانی

سلام خانم دکتر من یه دختر۱۹سالم، که در حال تحصیلم، یک سال پدرم فوت شده و چهار سال نمیدونم چی میخوام، شرایط خانوادم داغون و هیچ کس ثبات نداره، مادرم از بیماری عصبی شدید رنج میبره و برادرام هرکودم پای زندگی خودشونن، ، هروقت مشکل پیش میاد چون من تک دختر هستم و بچه اخر سر من خالی میشه، سه تا برادر دارم، و ازدواج کردن ، یکیش ازدواج ناموفق داشته، و یکی دیگش مشکل داره، خانم دکتر همه با من بحث میکنن مادرم با من خوب نیس بارها گفتع من نمیخواسته و من خیلی متنهم به کارای میشم ک نکردم، برادرام من ادم نمیدونن و مشکلات مامان سر من خالی میکنن، خودم قبلا سه تا مرگ دیدم یکی تنها دوستم ک از بچگی باهم بودیم تو کلاس تو بغلم مرد یکی دوستم تو مسابقه جلوم یکیم پدرم ک پاین پاش بودم، از لحاظ روحی به شدت افسرده شدم، خیلی امید ب زندگی ندارم یعنی کلا امیدی ندارم، دوست دارم تنها زندگی کنم درس بخونم کار کنم، شرایط خانوادم اصلا خوب نیست چون هر چیزی اشتباه، منظورم این نمیتونم اصلا حرف بزنم چون مادرم ناراحت میشه مقصر همه چیز منم و من واقعا دیگه حس میکنم نبودم واس خانواده بختر چون همش منت میزارن همش میگن تو نبودی بهتر بود، یا ما بچه نمیخواسیم، هر چیزی ک شما فکر کنید، من واقعا داغون شدم گاهی درد های شدیدی تو قلبم حس میکنم مدام کابوس میبینم بار ها شده ناله کنم توی خواب، حافظم کوتاه شده هرچیزی که بهم میگن یادم میره، ناخون خوری دارم عصبی شدم، همش دلم میخواد تنها برم یه جا کسی کارم نداشته باشه، نمیدونم چیکار کنم واقعا اگه میتونسم یکم ارامش پیدا کنم ، جونم میدادم، مادرم همش من تهدید میکنه ک ولم میکنه یا میگه من سر بارم هر چیزی و حمایتی از طرف کسی ندارم، حتی دوست رفیقیم ندارم بیشتر تو مجازیم و تنها تر شدم، تروخدا کمکم کنید بارها خود کشی کردم ناموفق بوده