بازگشت به لیست سوالات
م.د
عنوان :

مشکلات افسردگی

متخصص روانپزشکی
با سلام .پدرم توی خواب یکسره حرف میزنن.و حرکات غیر عادی دست دارن . جدیدا توهم هم دارن و ساکت و کم حرفن .پزشک تشخیص افسردگی و روانپریشی داده و الان روزی یه قرص تری فلویوپرازین 2 و نورتریپتیلن 25 و نصف قرص الانزاپین 2.5 میخورن.2 تا قرص اول رو چند سال هست مصرف میکردن اما الانزاپین رو تقریبا 7 روزه میخورن.از زمان مصرفش خوابالوده تر هستن و زبونشون سنگینه اما تشخیص پزشکش اینه که باید زمان بدیم .آقای دکتر پدرم به تریاک اعتیاد دارن این علایم حرف زدن تو خواب و یا توهمات ممکنه به خاطر تریاک باشه.سرب خونش هم 10 تا بالاتر از میزان مجازه.شما توصیه میکنید به جای تریاک قرص متادون مصرف کنن؟قرص متادون تداخل با داروی اعصابش نداره؟

قطعا اگه متادون بخورن بهتره.تداخل هم نداره

اقای دکتر یعنی این علایم میتونه افسردکی نباشه و از مصرف تریاک الوده باشه؟



سوالات مشابه


مشاوره در مورد ناراحتی از بیماری

با سلام و عرض ادب، برادر عزیزم دچار بیماری رماتیسم مفصلی شده یک ماه که متوجه این بیماری شده ایم و به دکتر مراجعه کرده ایم. ولی از نظر روحیه روحیه خوبی نداریم نه برادرم و نه ما اطرافیان، البته جلوی برادرم محکم هستیم و به او روحیه میدهم و مدام مراقبتهای لازم را انجام میدهیم. ولی از درون در تنهایی خیلی ناراحتم و داغون هستم خواهشا تکنیک زیادی به من یاد بدهید هم برای روحیه دادن به برادرم و هم حفظ کردن آرامش برای خودم و دور شدن از این اضطراب و نگرانی؟ سپاسگزارم

ترس و استرس از اینده

سلام من 16 سالمه ومجرد هستم. مشکل از اونجایی شروع شد که من دو سال پیش با یه پسری اشنا شدم و خیلی همو دوست داریم اما خانواده ها در جریان نیستن.ما همدیگرو به قدری دوست داریم که نمیتونیم یک لحظه از هم جدا بشیم و خیلی دوس داریم باهم ازدواج کنیم. دوسپسرم21 سالشه و منو خیلی دوست داره. من همش در فکر این بودم که ما به هم میرسیم و... که یه روز مامان بابام میگن که اگ کنکورتو دادی میریم ترکیه درس میخونی و... من خیلی ترسیدم و گفتم من نمیخوام بیام و اونا هم میگن ما میبریمت و... خیلی میترسم اصلا بحث ازدواج رو بیارم وسط چون قطعا با من مخالفت میکنن من هی هرروز و هرروز دارم میتوسم که یهو بریم و من مجبور شم از دوسپسرم جدا بشم. من نمیتونم فکرشو کنم که میخوام ازش جدا شم. این ترس و استرس نمیزاره حتی الان درسامو بخونم و ترس از اینده داره منو اذیت میکنه. ممنون میشم کمکم کنید.

دوستان نامناسب

با عرض سلام و خسته نباشید ، بنده دوستانی دارم که اهل قلیون و از این جور مسائل هستن و منم دوست ندارم وقتی بیرون میرم باهاشون برم قهوه خونه خیلی برام ارزش دارن و مهم اند دوستای صمیمی هستن و دو نفر بیشتر نیستن ولی به هرحال اذیت میشم من یه ادمی بودم که قبلا زیاد مهم نبود این کارا که باهاشون قلیون بکشم و اینا ولی مدتی هست که تغییر کردم و اهل نماز و عبادت هستم قبلا کمتر بودم ولی الان بیشتر علاقه و میل دارم که جور دیگه زندگی کنم لطفا راهنماییم کنید که دوستامو داشته باشم ولی باهاشون قلیون و کارهایی که اونا عادت کردن انجام بدن رو من بخاطر دوستیم با اونا انجامشون ندم و تو رو دروایسی نمونم با تشکر.

مشکلات خانوادگی با پدر و مادر و نامزد

خانواده سختگیر و مذهبی دارم که در دوران عقد موقت با نامزدم اجازه بیرون رفتن را فقط در روز میدادن ونامزدم از این بابت ناراضی بود الان بعد دو سال از این سختگیری ها خسته شده و در ضمن هنوز نتوانسته هزینه عروسی مان را تهیه کند و تصمیم دارد جدا شود خانواده ام جدایی را یک ابروریزی بزرگ میدانن و قطعا با من برخورد شدیدی بابت ان خواهند کرد الان از اینجا رونده و از اونجا مونده شدم از همه بدتر اینکه من اصرار به ازدواج با پسر عمه ام کرده بودم خانواده ام ناراضی بودن ولی بعد پنج سال خواستگاری راضی شدند

داروی پاروکستین 250 پاکسیل

باسلام من اعتیاد به تریاک دارم و برای استرس شدیدم پاروکستین 250 نصفش رو یه روزه که استفاده کردم و الان حالم بده دچار استرسم و بدنم گرفته شده و سرم گیج میره و به دکتر نگفتم مشکل اعتیادم رو به نظرتون قرص رو ادامه بدم چکار کنم.