بازگشت به لیست سوالات
م.ع
عنوان :

مشکل خانوادگی

دکترای مشاوره
سلام آقای دکتر
من یه پسر 16 ساله از اهواز هستم پدرم 2 ساله پیش فوت کرده و دوتا خواهر دارم که یکیشون ازدواج کرده و من و مادرمو خواهرم با هم زندگی میکنیم.
آقای دکتر مادر و خواهرم که 22 سال سن داره و دانشوجو هستش دائما در حال دعوا سر مسائل بیخود هستن مادرم هم اصلا نمیزاره من جایی برم یا با دوستام بیرون برم منم مجبورم توی خونه دعواهای اون دوتا رو تحمل کنم مادرمم هی منو تهدید میکنه که میرم شوهر میکنمو ولتون میکنم.
واقعا دارم اذیت میشم همش زندگیم با استرسه.
لطفا اگه ممکنه بهم بگید چطوری این وضعو تحمل کنم؟

سلام آقا مصطفی، احساس مسولیت شما قابل تقدیره.

اما باید کمک کنی مشکلات بین آنها حل بشه، راهش هم اینه که دعوتشان کتی به مشاور مراجعه کنند.

خیلی ممنونم ازتون آقای دکتر



سوالات مشابه


مشاوره خانواده

سلام من نه ساله ازدواج کردم خانواده همسرم با من و شوهرم رفتار خوب و متعادلی ندارن همش ما را میرنجورن از وقتی که ما ازدواج کردیم تابحال اوایل مادر شوهرم و خواهر شوهرم به همراه خالشون اینکار رو میکردن تا جایی که شوهرم همش به منزل ما میومد و از اول هم از مشکلاتمون فرار میکرد نمیتونست حلشون کنه و فقط باهاشون قهر میکرد تا زمان عروسی که مادر شوهرم جنجالی بپا کرد و هیچ کمکی نکرد و خواهر شوهرم که خیلی خودخواه هست خیلی دخالت میکنه رفتارشون گستاخانه هست ولی شوهرم در مقابلشون سکوت میکنه در مقابل خانواده خودم حمایتگر و پدرم منزلی برامون خریده که شوهرم از خانواده من خیلی توقع داره من به شوهرم تو کارش کمک میکنم چون مغازه داره ولی خیلی از من توقع دارن و وقتی من به کارهای خانوادشون اعتراض میکنم با من قهر میکنن من درمانده شدم از اینکه چطوری با همسرم و خانوادش برخورد کنم مصالحه هم که میکنم اونا وقیحتر عمل میکنن

کمبود اعتماد به نفس

باسلام پسری هستم17ساله به شدت دچار استرس و ترس هستم با اینکه توانایی های زیادی دارم و مطمئن هستم که میتوانم در هرکاری پیشرفت کنم اما به دلیل کمبود اعتماد به نفس دچار خود کم بینی شده ام و اکثر مواقع دچار اضطراب و ترس میشوم چگونه میتوانم به خود باوری برسم لطفا راهنمایی کنید

کم رویی و نداشتن اعتماد به نفس

کم رویی و نداشتن اعتماد به نفس خجالت کشیدن مشکلات در روابط اجتماعی

تشنج ودرد پا وکمر وبین دو تا کتف

باعرض سلام من یک معتاد به مواد مخدر شیشه ومتادون هستم که با مراجعه به دکتر به درخواست خودم بدون دارو جایگزین مبادرت به ترک شدم حدود پنج روزه تا الان از جای که مادر پیری دارم وکس درگه ای ندارم تشنج های که میکنم برای او قابل تحمل نیست خواستم ببینم چکار. باید بکنم میشه در کنار داروهای که دادن از آب درمانی هم استفاده کنم

افسردگی

سلام.یک دختر 24ساله ساکن کرمانشاه هستم و فرزند آخر خانواده 4 دختر و دو پسر.یکساله فارغ التحصیل رشته عمران و بیکار.شش ماه تهران اومدم ب دنبال کار اما نشد و ب اجبار خانواده ب شهرم برگشتم که اینجا ام کار نیست.این مدت خیلی اذیت شدم و هستم احساس میکنم ب هیچ دردی نمیخورم .زود عصبی میشم و حتی از بودن کنار خانوادم اذیتم.دوست دارم برم جایی ک هیچ کدام از اطرافیانم نباشه.فقط با دو سه نفر از دوستانم در ارتباطم.مدتی رفتم کلاس رانندگی و حتی ماشین هم خریداری شد برام ولی برادرم اعتماد ب نفس منو گرفت ک من هیچوقت پشت فرمان ننشستم.این ببکاری خیلی منو اذیت میکنه انقدر که همیشه گریه میکنم و بی هدف و بی آرزوتر از هرزمانی دارم خودمو میبینم و هرشب از خدا میخام ک صبح فردا رو ب چشم نبینم.نمیدونم چیکار کنم