بازگشت به لیست سوالات
ا.پ
عنوان :

روانشناس

متخصص روانپزشکی
با سلام. وقت بخیر
شرمنده مزاحم میشم. بچه بوشهر هستم
33سال سن دارم. دوبار ازدواج کردم. خانم اولم فوت کردن و بعد از 6سال مجردی باز ازدواج کردم ک الان 3تا پسر دارم با بچهای خانم اولم. من حدود 10سال پیش دچار استرس اظطراب شدم ک مشکل معده هم بهش اضاف شد. من چون تو قفسه سینم تیر میکشید ب دکترای قلب زیادی رفتم ک همشون گفتن مشکل نداری بعد از چند سال درگیری با این مریضی گفتم میخوام آنژو بشم ک رفتم انجام دادم و هیچ مشکلی نداشتم بعداز این دیگه استرسم رفت و کمتر شد زیر نظر دکتر اعصاب شیراز هم هستم سید مسعود موسوی و تا بعداز این همه سال مشکل نداشتم تا چند هفته پیش مشکل ای اف یا همون فیبریلاسیون دهلیزی شدم آریتمی شدم و رفتم بیمارستان ک دوروز سی سی یو بستری بودم ک بهتر شدم و رفتم دکتر فوق تخصص قلب شیراز دکتر معتمدی ک تست ورزش و نوار قلب و اکو انجام داد مشکل نداشتم ولی از اون روز تا حالا خیلی استرس دارم یا بقول خودتون حمله هراس دارم و دکتر اعصاب هم این دارو ها رو برام نوشته. فلوکستین..کلریدیا پوکساید. بوسپیران و آلپروزولام ک بعضی وقتها میخورم ک استرسم زیاد میشه.
دکتر قلب هم آمیودارون. آسپرین. و اتوراواستاتین و ویتامین د نوشته برام. ولی خیلی استرسم زباد شده سرکار همش گیجم و تو فکر ک ن دوباره مشکل برام پیش بیاد. بخدا خانوادم هم خسته کردم فقط تو را خدا راهنماییم کنید چکار کنم ک اینجوری نشم از این استرس رها بشم. دیگه با همکارام بگو بخند ندارم همش تو استرس و اضطراب هستم. تو را خدا کمکم کنید... البته این آریتم ک شدم وزنم زیاد شده چربی کبد و خون هم دارم ال دی ال هم چربیش بالاست... فقط بهم بگید چکارهای انجام بدم ک این کلا از ذهنم بره بیرون مثل قبل بشم. دیروز استرس گرفتم رفتم بیمارستان نوار قلب گرفت ک گفت هیچ مشکلی نداری و دارم رژیم سخت هم میگیرم شاید در روز چهارتا لقمه نون نمیخورم

سلام
دارو ها رو با چه دوزی مصرف میکنید؟
ایا منظم مصرف میکنید؟

سلام .بوسپیران. ظهر یکی شب یکی. فلوکستین فقط ظهر.کلریدیا پوکساید هم شبها یکی.. آلپروزولام هم موقع استرس...آمیودارون هم روزی نصف. آسپرین هم روزی یکی. ولی سر ساعت مصرف میکنم



سوالات مشابه


فشار عصبی

سلام خانم دکتر خسته نباشید. من پسری 28 ساله هستم سالهاست دچار مشکلی عصبی هستم که بعضی شرایط واقعا اذیتم میکنه اونم اینکه مثلا میخوام برم یه مراسم ختم که اقوام هستند یا با جنس مخالف یا اینکه موقع عصبانیت خیلی تحت فشار قرار میگیرم و این باعث میشه در برخورد با مردم خودم نباشم واحساس عصبی بودن بهم دست میده و راحت نیستم و قفل میکنم انگار میخام نقش بازی کنم. حافظه م خیلی ضعیفه و همینطور تمرکزم .اصلا قدرت استدلال ندارم و مثلا تلفن زنگ میزنه هم میترسم تپش قلب میگیرم.صبحا هم از خواب بلند میشم صدای یه سوت توی سرم دارم که فک میکنم ناشی از همین فشار عصبیه استدعا دارم راهنماییم کنید که چه کارهایی برای بهبودم انجام بدم واقعا از زندگی سیرم کرده .ممنون

تنگی نفس

سلام.ببخشید من دوسال پیش دچار بیماری شدم جوری که بدنم یخ میکرد و استرس و اضطراب شدید سراغم میومد و تحت درمان بودم و دارو استفاده میکردم در همین حین غده هیپوفیز من بزرگ شد و عمل جراحی کردم.بعد از جراحی دیگه از قرصهای اضطراب استفاده نمیکردم.چند ماه بود که مشکلی نداشتم.چند وقت پیش هر از گاهی دچار تنگی نفس میشدم و بعد از چند لحظه رفع میشد.یک شب همین حالت پیش اومد که دچار اضطراب شدید شدم ورفتم پیش دکترم نوار مغز گرفت گفت اضطراب شدید دارم و قرصهایی مثل ولبان.هالوپریدول.پروپرانولول.ایمی پرامین.داد که سه روزه استفاده میکنم ولی این تنگی نفس و خفگی اذیتم میکنه.شما فکر میکنید که علت همینه و با این داروها رفع میشه.باید چیکار کنم

ارامش

سلام اقای دکتر عباس احمدی هستم حدودا یک ماه پیش باهاتون حرف زدم درباره اینکه من 5 سال داروی وسواس فکری میخورم..و گاهگاهی به صورت تفننی تریاک می کشیدم.چون امکان رفتن به پزشکم رو ندارم .زیر نظر شما هستم.داروهای من ولبان 150 و فلووکسامین 100 دو عدد و ب6 یک عدد و دپاکین 500 شبی یک عدد بود..و شما برای وسوسه نشدن به تریاک قرص ها رو به صورت زیر تغییر داده..ولبان 150 1 عدد فلووکسامین 100 یک و فلووکسامین 50 1 و لاموتریژن 25 و سیتالو پرام 10 از 3 روز نصف به یکی کامل و ترانکوپین 25 شبی نصف و دپاکین 500 شب یکی...تغییر دادید..بعد گفتم که سمت راستم هنگام غذا خوردن درد میگره..بعضی از داروها رو بعد از غذا استفاده کردم..و خودم سرخودانه ولبان رو به 75 کاهش دادم..گفتم که چون دوز قرص ها بالاست و بهتر شدم..الان حدودا یک ماهه داروها رو مصرف میکنم..تغییر انچنانی از لحاظ ارامش و وسوسه شدن نکردم.وهمچنین سرخودانه بخاطر ارامش و وسوسه نشدن حدود 15 روز هستش که ب2 هر روز 1/4مصرف میکنم..و تریاک یه 17 روزی هست که نکشیدم ..و وسوسه نشدنم یکم بهتر شده..ولی یه مقدار وسواس فکریم بیشتر شده و گاهگاهی اذیتم میکنه....در ضمن اقای دکتر این علایم از جمله البته همینجوری بودم ولی الان بیشتر شده هواس پرتی و فراموشی. و خروپوف در هنگام خواب و خواب الودگی و بی حوصلگی و خستگی تا عصر..اقای دکتر ممنونم میشم با تجویز داروهای جدید با عوارض کم روبراهم کنید...ممنون میشم مثل همیشه دلسوزانه و با حوصله..مرسی

مشکل شوهرم

با عرض سلام خسته نباشید من به مدت 5سال است ک ازدواج کردم و چون شوهرم اختلاف عقیده شدید با خانوادش داره از انها متارکه کرده خیلی پرخاشگره و ب همه چیز گیره شدید میده و خودشم میگه منو ک زنشم مقصر نمیدونه این اختلاف عقیده از دوران نوجوانی با خانوادش شروع شده چون اصلا از کسی شوهرم حساب نمیبره،عینه یک زن با خانواده خودش و حتی دیگران حسوده،همش همه چیو برای خودش میخواد.حتی اگه ی نفر چیزی بخره چه غریبه چه اشنا بهش حسادت شدید داره در حدی ک چند روز عصبانی هستش.صبح ک از خواب پا میشه خیلی خیلی نا امیده از زمینو زمان گلایه داره در صورتی ک ب اندازه خودش تو زندگی همه چی داره و موفقه.بسیار عجوله و بسیار هم بد بین هستش.و از سره حسادت دیگرانو مسخره میکنه ولی ب ظاهر با دیگران خوبه و در واقع باهاشون خیلی حسادت داره.من راهایه زیادی رفتم ولی نتیجه نگرفتم چون اقا ب هیچ دکتری اعتقاد نداره و اصلا دکتر نمیاد در واقع میگه من هیچ مشکلی ندارم و هیچ دارویی مصرف نمیکنه..اگ میشه لطف کنین و ی دارویی تجویز کنین ک من بتونم تو غدا بریزم یا با اب مخلوط کنم چون راهه دیگ ای ندارم و واقعا خسته شدم امیدم فقط ب شماست لطفا کمک کنین بهم... ضمنا سنه این اقا 31سالش هستش و لیسانس حسابداری داره و راننده هستش ..

افسردگی

سلام خانم دکتر .من فکر میکنم افسردگی شدید دارم .دوس ندارم مهمانی برمد.دائم تو فکرم بعضی وقتا اینقدر فکر میکنم که دیگه سردرد میگیرم .شبها اصلان خواب ندارم انگیزه هیچ کاریو ندام حتی حوصله خانوادمم رو ندارم .تورو خدا اگه میتونین کمکم کنید.