فقط این موضوع در مورد بچه هام نیست کلن با کسی حرف بزنم بحثم بشه زود عصبی میشم دیگه نمیتونم آروم حرف بزنم فقط داد و بیداد میکنم خودم خسته شدم بیشتر ناراحتیم برای بچه هامه دوست ندارم یه مادر عصبی داشته باشن اوناهم بهمن نگاه میکنن، روشون تأثیر میذاره،،، ببخشید طولانی شد خیلی دلم پر بود و اولین بار بود برای کسی حرف میزدم.
سلام دوست گرامی :
متوجه شدم از تحریک پذیری ، عصبانیت و پرخاشگری به خصوص لفظی و گاهی فیزیکی در این اواخر شکایت دارید ، با توجه به اینکه شدت آن در این اواخر بیشتر شده به طوریکه در اکثر اوقات اتفاق می افتد و روی خلق و روحیه تان نیز تاثیر داشته است ، لزوم درمان دارویی برایتان مطرح است که توصیه می کنم برای ارزیابی بهتر حتما به متخصص اعصاب و روان ( روانپزشک ) مراجعه کنید ، در کنار درمان دارویی ، تقویت مهارت کنترل خشم و شناخت بهتر خشم تان نیز کمک کننده خواهد بود

بله برای ارزیابی دارویی و تجویز داروی مناسب که در خال حاضر خط اول درمان برای شما است

نه متاسفانه ، ولی می تونید از مراکز دانشگاهی در کرج کمک بگیرید

سوالات مشابه
حس عصبی
سلام دکتر.من یه ساله درگیر یه موضوعی هستم،ماجراشم از وقتی شروع شد که من رفتم باشگاه ، خب اونجا صدای آهنگ خیلی بلنده.بعد از باشگاه یکم سرم درد میکرد بخاطر آهنگ ولی اهمیت ندادم و دوباره آهنگ بلند گذاشتم،البته واسه کسی میخواستم بذارمش.بعد از اون موقع یه حسی درم بوجود اومد که فک میکنم عصبی باشه.حس میکنم یه چیزی تو گلومه نمیدونم چطوری بگم انگار یه چیزی سرمو گرفته.اصلا حس درد نیست.دکترهم رفتم بهم قرص ضد افسردگی داد!خب من اصلا افسرده نیستم! با افکار مثبت و ورزش خیلی بهتز شد در حدی که بعضی اوقات اصلا این حس درونم نیست . ولی دوباره برمیگرده.در ضمن وقتی ناراحت یا عصبانیم بیشتر میشه این حس و وقتایی که آهنگ بلند میذارم یا خیلی به صفحه گوشی و لپ تاپ خیره میشم.تروخدا بگید چیکار کنم خسته شدم
عدم کنترل خشم همسرم
همسر بنده در مواقع عصبانیت عدم کنترل خشم دارند و درآن زمان اصلا برایش مهم نیست در چه موقعیت زمانی و مکانی است وشروع به پرخاش به بنده و اطرافیان میکند .
سردرگمی. بی انگیزگی و بی هدفی
با سلام. محمد از یزد. 25 ساله. مجرد. فرزند آخر خانواده. 5 خواهر بزرگتر از خودم دارم.لیسانس الکترونیک.بیکار.مشکلاتم مثل کلاف سر در گم شدن گیجم خودمو نشناختم و خودمو دوست ندارم. هرچقدر فکر کردم و تحقیق کردم نتونستم هدف خودمو پیدا کنم. از زندگی لذت نمیبرم. دائم ذهنم درگیره و پر از افکار مختلف و کارهای انجام نشده که نمیدونم کدومش رو رها کنم یا پیگیر بشم. ایده آل گرا و سخت گیرم. آرامش ندارم.تقریبا هیچ چیز منو خوشحال نمیکنه و لذت نمیبرم. لازمه بگم 3 تا از خواهرام عروس مشهدن و اونجا زندگی میکنن.یه خواهرم که طلاق گرفته پیش ماست.ممنون میشم کمکم کنین مسیری رو برم تا خودمو پیدا کنم و هدفمو بفهمم،ذهنمو آروم کنم و کارهام رو طبق اولویت انجام بدم. یک دنیا ممنونم
مشکل همسرم
سلام آقای دکتر زن من خیلی شکاک و رفتارش طوری هست با من که انگار صاحب منه و در رفتارش همیشه میخواد منو چک کنه و مثل سایه پشت سرم باشه و همیشه در توجیه کارش میگه دوست دارم
بیخوابی
باسلام خدمت اقای دکتر قبل از سولم بیصبرانه منتظر راهنمایی شمام من 25سال سن دارم 6 ماه پیش زایمان کردم از 6 ماهگی که باردار بودم از استرس سلامتب بچم بیخوابی شدید گرفتم که زولپیدم و کلوزاپین تا زایمانم خوردم بعد از زایمان مشکل ادامه داشت و دوز دا روهام هی زیاد میشد که 150 امیتریپترین 2عدد اگزازپام ده نصف نورمازین 100 بود امل این داروها رو 5 ماه استفاده کردم و خوب نشدم و افسدگی شدیدد شد خیلی با اوجه به این که زمینه اریثی داشتم فقط گریه میکردم داد میزدم شب ها نمیتونستم بخوابم داد میزدم و گریه تا اینکه دکترم رو عوض کردم و ایشون برام سدیم والپرات500 فلوکستین 2عدد 20 نورمازین 100 1عدد کوتیاپین 100 یک عدد و لیتیوم 300 دو عدد بود با اینها باز شبهای اول بیخواب بودم و نهایتا کلونازپام 2رو اضافه کردن و تشخیصشون دوقطبی افسردگی بودمن بااین قرصها خوب میخوابم شکر اما صبح هاخیلی خسته کوفته هست بدم نای انجام کاری ندارم و رو تخت میمونم میخواستم تشخیص شمارو در این ضمینه بدونم و کدوم قرص رو جابجا کنمم تا صبح ها انقدر احساس کوفتگی و شلی نکنم؟ممنون منتظر پاسختون هستم
استفاده از زوپ همانند مشاوره تلفنی هرگز جایگزین مراجعه حضوری به پزشک و معاینه فیزیکی نمی گردد و
صرفاً به عنوان ابزار مکمل ویزیت حضوری جهت ارتقاء کیفیت تجربه درمان و آگاهی جامعه می باشد.