بازگشت به لیست سوالات
ج.پ
عنوان :

افسردگی

متخصص روانپزشکی
من وقتی مشکلی واسم پیش میاد بغضم میگیره و حواسم پرت میشه کم اشتها میشم حالت تهوع دارم و دائم به مشکله فکر مکنم.

این میتونه واکنش طبیعی بدن و ذهن شما به استرس باشه.

الان من قرص هالوپریدول و cipralex مصرف میکنم
شبا یه دونه
مشکلی واسم پیش نمیاد
دو هفته قرص آلپرازولام مصرف کردم ولی قطع کردم مشکلی پیش نمیاد
پیش پروفسور کامران عدلی رفتم
ولی دوسه بار پیشش رفتم با قطعیت حرف نمی زد که چکار کنم



سوالات مشابه


کودک پرخاشگر

با سلام پسرم دو سالو دوماهشه و خیلی بی قراره نه زیاد بازی میکنه نه تلوزیون میبینه و نه کاری رو ادامه دار انجام میده و پیش متخصص اطفال که بردمش گفتن که بیش فعاله البته شیطنت زیاد نمیکنه و کارهای پرخطر انجام نمیده ولی دکتر بهش رسپریدون داده نصفی شب میخوره اما نزدیک یک هفتست که خیلی بد شده خیلی شیطنت میکنه و خیلی دیگرانو ازار میده و حرف بد میزنه و یه سره چیزاییو میخواد که به صلاحش نیست و مدام پیگیری میکنع و گریه میکنه تا به هدفش برسه با کسیم درست بازی نمیکنه و جدیدا منو خیلی میزنه واقعا نمیدونم چیکار کنم چجوری باهاش رفتار کنم اگه میشه کمک کنید!!!

کودک پرخاشگر

با سلام پسرم دو سالو دوماهشه و خیلی بی قراره نه زیاد بازی میکنه نه تلوزیون میبینه و نه کاری رو ادامه دار انجام میده و پیش متخصص اطفال که بردمش گفتن که بیش فعاله البته شیطنت زیاد نمیکنه و کارهای پرخطر انجام نمیده ولی دکتر بهش رسپریدون داده نصفی شب میخوره اما نزدیک یک هفتست که خیلی بد شده خیلی شیطنت میکنه و خیلی دیگرانو ازار میده و حرف بد میزنه و یه سره چیزاییو میخواد که به صلاحش نیست و مدام پیگیری میکنع و گریه میکنه تا به هدفش برسه با کسیم درست بازی نمیکنه و جدیدا منو خیلی میزنه واقعا نمیدونم چیکار کنم چجوری باهاش رفتار کنم اگه میشه کمک کنید!!!

رابطہ دوران نامزدی

سلام خستہ نباشید ببخشید میخواستم یہ کم راهنماییم کنید من 1سالہ نامزدم خیلے باهم کلنجار میریم و بحث میکنیم من خیلے لجبازم اون خیلی سمج تو بیشتر مسائل با هم بحث داریم نامزدمم خیلے زوود ناراحت میشہ از هر چیزی ......

افسردگی

سلام من دختری هستم مجرد که در یه خانواده بسیار مذهبی به دنیا اومدم و تقریبا یکساله که پدر و مادرم هر دو رو از دست دادم و در خانه پدری اونم تا سال اونها زندگی میکنم الان تصمیم گیر برای من برادرهام هستند واجا هیچ کاری رو به تنهایی ندارم حتی رفتن تا سر کوچه دوستی هم ندارم و مدتی هست که همش احساس خفگی میکنم و همش دلم میخاد یه گوشه تنها باشم و با عکس مادرم صحبت کنم و گریه کنم دیگه دلم نمیخاد بخندم و کسی بهام کاری داشته باشه چون نمیزارن از خونه هم در بیام بیرون تصمیم گرفتم با شما صحبت کنم اگه میشه کمکم کنین و بگین باید چی کار کنم

افکار آزار دهنده

سلام دختری 18ساله هستم که سال قبل اقدام به لاغری و کاهش وزن کردم از نظر دیگران من هیچ نیازی به لاغر کردن نداشتم ولی خودم شدیدا فکر می کردم چاق و بد هیکل هستم هم چنان هم همین تفکر را دارم و فکر می کنم هر چیزی که می خورم من را چاق خواهد کرد واز خوردن هیچ چیز لذت نمی برم یا اگر می خورم احساس عذاب وجدان به من دست می دهد.قدم 1متر و68سانتی متر و وزنم 54کیلوگرم است وفکر می کنم که باید باز وزنم راپایین بیاورم .لطفا مرا راهنمایی کنید؟ من بار ها از پزشکان محترم زوپ سوالی پرسیده ام اما هیچ کدام از سوالاتم حتی در لیست سوالات پرسیده شده نیست....