برای روان درمانی به روانشناس ویا متخصص اعصاب و روان مراجعه کنی بع از چندین جلسه اثرات خوبی را شاهد خواهید بود

باید پیش متخصص اعصاب وروانی بروید که روان درمانی هم انجام می دهد البته می توانید پیش متخصص رفته در صورت لزوم ایشان دارو تجویز کرده و بعد ایشان شما را به یک مشاور ارجاع دهد
سوالات مشابه
افسردگی
بنده ی مدت ک زیاد میخابم حدود 5 ماه و یکم کم انرژی شدم.بخاطر شرایط کاری ک یکم بد شده .و سی سال سن دارم.مجرد هستم.و از جمع دوری نمیکنم. میترسم علایم افسردگی باشه.یکم احساس خستگی بی مورد میکنم البته کم خونی یکم دارم
روانشناس
با سلام. وقت بخیر شرمنده مزاحم میشم. بچه بوشهر هستم 33سال سن دارم. دوبار ازدواج کردم. خانم اولم فوت کردن و بعد از 6سال مجردی باز ازدواج کردم ک الان 3تا پسر دارم با بچهای خانم اولم. من حدود 10سال پیش دچار استرس اظطراب شدم ک مشکل معده هم بهش اضاف شد. من چون تو قفسه سینم تیر میکشید ب دکترای قلب زیادی رفتم ک همشون گفتن مشکل نداری بعد از چند سال درگیری با این مریضی گفتم میخوام آنژو بشم ک رفتم انجام دادم و هیچ مشکلی نداشتم بعداز این دیگه استرسم رفت و کمتر شد زیر نظر دکتر اعصاب شیراز هم هستم سید مسعود موسوی و تا بعداز این همه سال مشکل نداشتم تا چند هفته پیش مشکل ای اف یا همون فیبریلاسیون دهلیزی شدم آریتمی شدم و رفتم بیمارستان ک دوروز سی سی یو بستری بودم ک بهتر شدم و رفتم دکتر فوق تخصص قلب شیراز دکتر معتمدی ک تست ورزش و نوار قلب و اکو انجام داد مشکل نداشتم ولی از اون روز تا حالا خیلی استرس دارم یا بقول خودتون حمله هراس دارم و دکتر اعصاب هم این دارو ها رو برام نوشته. فلوکستین..کلریدیا پوکساید. بوسپیران و آلپروزولام ک بعضی وقتها میخورم ک استرسم زیاد میشه. دکتر قلب هم آمیودارون. آسپرین. و اتوراواستاتین و ویتامین د نوشته برام. ولی خیلی استرسم زباد شده سرکار همش گیجم و تو فکر ک ن دوباره مشکل برام پیش بیاد. بخدا خانوادم هم خسته کردم فقط تو را خدا راهنماییم کنید چکار کنم ک اینجوری نشم از این استرس رها بشم. دیگه با همکارام بگو بخند ندارم همش تو استرس و اضطراب هستم. تو را خدا کمکم کنید... البته این آریتم ک شدم وزنم زیاد شده چربی کبد و خون هم دارم ال دی ال هم چربیش بالاست... فقط بهم بگید چکارهای انجام بدم ک این کلا از ذهنم بره بیرون مثل قبل بشم. دیروز استرس گرفتم رفتم بیمارستان نوار قلب گرفت ک گفت هیچ مشکلی نداری و دارم رژیم سخت هم میگیرم شاید در روز چهارتا لقمه نون نمیخورم
افسردگی زندگی مشترک
سلام من 24 سالمه و2 ساله ازدواج کردم ولی اشتباه ،ظاهرا از نظر بقیه حتی بعضی اوقات ازنظر خودم خوشبختم فقط بخاطر اینکه شوهرمو دوست دارم ولی در اصل مااصلا تفاهم نداریم چه شخصی چه خانوادگی اصلاروحیاتمون باهم جور نیست صبروتحملم تموم شده بزور دارم زندگی میکنم فقط بخاطر اینکه دوستش دارم و میترسم بذارم برم اذیت بشه ولی خب ازطرفی هم میبینم باموندنم دارم خودمو نابود میکنم توروخدا بگین چکارکنم شوهرمودوست دارم ولی اصلا باهم تفاهم نداریم جفتمون از خانواده طرف مقابلمون کینه داریم و چشم دیدنشونونداریم ولی بخاطر همدیگه بعضی اوقات رفت و امد میکنیم شوهرم بهم ازادی نمیده نه اینکه تو خونه زندانی باشم نه ازادی فکری ازادی تصمیم گیری ندارم برای همه چی اون باید تصمیم بگیره که انجام بشه یا نه اگرخانواده من دعوت کنن مهمونی با غر و لند میریم بعضی اوقاتم خودمو تنهامیفرسته ولی خانواده خودش دعوت کنن باکلی ذوق و شوق میره که منم حق اظهار نظر ندارم چون اگربگم چرااینطوری رفتار میکنی انقدر بی منطقه که دعوامون میشه اینم بگم من پارسال یبار 3 ماه قهر کردم ومیخواستم طلاق بگیرم ولی متاسفانه نتونستم مانع احساسم بشم و برگشتم ولی ایندفعه اگر دلم راضی بشه تنهاش بذارم میخوام برای همیشه ازایران برم ماوضع مالی خوبی نداریم بخاطر همین و بخاطر اینکه نشون بدم زن بساز و قانعی هستم (واقعا هستم) از همه خوشی هام زدم و هیچوقت درخواست هیچ چیزی نمیکنم که پول خرج نکنه(واقعادلم میسوزه پولش هدر بره)ولی انگار دارم اشتباه میکنم چون اینا هیچکدوم به چشمش نمیاد و فقط عیب های خودمو خانوادمو صبح تا شب میزنه تو سرم ولی در هر صورت نمیتونم نظر بدم چون به نظر شوهرم چرت و پرته تاکی یه ادم میتونه تحمل کنه به خانوادش توهین بشه وهیچی نگه ؟من 2 ساله تحمل کردم ولی دیگه اخرای صبرمه توروخدا کمکم کنید چقدر بخاطر عشقم تحمل کنم؟ چقدر؟ افسردگی گرفتم ولی هیچکس نمیدونه فقط خودم میفهمم چون مثل ادم به دورا شدم همش توخونه نشستم هیچ جا دیگه نمیرم فقط صبح تاشب دارم بااحساسم میجنگم همش گریه میکنم شاید بتونم خودمو خلاص کنم
اضطراب
آقای دکتر علی هستم 22ساله بنده کلا آدم استرسی و ترسویی هستم اولین بار در دوران مدرسه متوجه این قضیه شدم و بخاطر ترس از معلم خود دچار مشکلات روحی روانی بودم به طوری که از مدرسه هراس داشتم اما بعد از چن سال و دقیقا چن روز پیش وقتی به باشگاه بدنسازی میرفتم به یکباره دچار این حال اضطرابی شدم و ادام ندادم اما حالم خوب نشد نمیدنم ترس از مربی باشگاه بوده یا چیز دیگری هرچه هست حال این روزهایم بسیار بد هس و دایم فکرای عجیب بر سرم میزند بنظرتون راه حل چیست؟؟
ترک شربت متادن
سلام من حدود2سال شربت متادن مصرف کردم روزی حدود8سی سی 10بار ترک کردم ولی نتوانستم حتی دوز هم پایین آوردم ولی بازم نتوانستم خواهش میکنم داروی بهم معرفی کنید که راحت بتونم ترک کنم ممنون
استفاده از زوپ همانند مشاوره تلفنی هرگز جایگزین مراجعه حضوری به پزشک و معاینه فیزیکی نمی گردد و
صرفاً به عنوان ابزار مکمل ویزیت حضوری جهت ارتقاء کیفیت تجربه درمان و آگاهی جامعه می باشد.