بازگشت به لیست سوالات
م.ص
عنوان :

استرس

متخصص روانپزشکی
سلام اقای دکتر بند 35 سال دارم همیشه استرس یا زود عصبی میشم چند وقت در حین رانندگی یا تماشای فوتبال استرس دارم که این استرس باعث شد چشم راستم التهاب پیدا کنه معدم هم مشکل پیدا کنه موهام هم زود سفید شدن است ممنون اگر رهنمایم کنید

بله استرس میتواند روی بسیاری ارگانها وسیستم های بدن تاثیرگذارباشد ونیازاست شرح کامل وضعیتتان رابیانذکنید سابقه هرگونه بیماری جسمی با اختلال روانپزشکی وضعیت تحصیلی دوران کودکی وسابقه خانوادگی استرس یا اختلال روانی و...

اقای دکتر من 3 سالی تا الان نزدیک 5 عمل جراحی داشتم که بیشترش برای گوش سمت چپم بوده دوران تحصیلی هم استرس ها داشتم نه این قدر خداروشکر تو خانواده اختلال روانی نداشتیم ولی بقی هم مثل من زود جوش عصبی میشن
همیشه استرس از دست دادن عزیزام دارم چون سال 10 سال پیش دادشم تصادف کردفوت کردن ازاوسال استرس بیشترهم شد

سلام شما مبتلا به اختلال اضطرابی منتشرهستید که ازاردهنده بوده وباعث کاهش کیفیت زندگی واثربرقسمتهای مختلف بدن می گردد ونیازبه درمان دارویی وغیردارویی وریلاکسیشن وورزش دارد

اقای دکتر از چه داروی استفاده کنم چه ورزش برام مفیده

سلام قرص اسیتالوپرام ده میلی باربع شروع کنید روزانه وهرسه روز ربع اضافه شود تابه یکی برسد وشب نیز ده میلیگرم نورتریپتیلبن صرف کنید ودرکنارش هزریلاکسیشن دوچرخه سواری وشنا کمک بگیرید

اقای دکتر داروهای که گفتین عوارض جانبی ندارند

بسیارناچیز است وجای نگرانی نیست




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت مشاوره ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


الزایمر

سلام 23سال سن دارم .. حافظم دچار اختلال شده سابقه هیچ بیماری ندارم بیشتر اوقات برای برنامه ریزی و محاسبات ب مشکل میخورم یا در یک آدرس اشنا ،مکان های مورد نظر رو یادم می ره گوشیم رو درمکانی جا می زارم ،گاهی اوقات در حین حرف زدن صحبتم رو قطع میکنم یادم می ره چی گفتم و پیوسته صحبت کردن برام مشکله.. در یادگیری ومخصوصا درک مطالب ب شدت دچار اختلال هستم ی مطلبو صدبار هم ک بخونم شاید یادم بره ..مطالب دروس دوران تحصیلم زبان جغرافی ریاضی ادبیات هیچی یادم نمیاد ک کمکم کنه همه میگن تو چطوری دیپلم گرفتی .. روز ب روز حواسپرتیم بیشتر میشه وعصبی تر از قبل.. دارم ازخودم ناامید میشم راهنماییم کنید

حملات پانیک و اضطراب

سلام خسته نباشین آقای دکتر من حدود 1 سالی هست که متوجه شدم پانیک دارم و غیر از حملات پانیک توی قفسه سینم سمت قلبم و پشتم کمرم همیشه درد داره گاهی شدید و گاهی کو ولی قطع نمیشه قلبم رو کامل چکاپ کردم آزمایش چکاپ کلی دادم نوار مغزی دادم و استرس بود و آندوسکپی هر چیزی که ممکن بود رو انجام دادم چیزی سیتی ریه همه اکی بوده و همه گفتن که باید با روانپزشک مطرح کنم غیر از اون درد معدم هم درد میکنه و خیلی زیاد باد گلو میزنم الا ناشتا پنتاپرازول و پر پرانول 10 میخورم و عصر و شب هم آلپرازولام نیم میخورم برای اسپاسم کمر و سینم که گفتن استرس و برای پانیک سلکوکسیب میخورم میشه راهنمایی کنین که به جای همه این قرص ها که میخورم چه کار کنم چی مصرف کنم البته آسنترا بهم نساخت مرسی کارهایکه انجام داد اکو نوار قلب اسکن قلب تست ورزش آندسکپی نوار مغزی آزمایش کلی حتی تومور مارکر ها سیتی ریه همه جی انجام دادم

پارانوئید

18 سالمه و تشخیص دادن که مبتلا به پارانوئید هستم . کسی رو ندارم که برای درمان بیماری م حمایتم کنه . میخواستم بدونم چه جور درمانی رو واسه این بیماری پیشنهاد میکنید ؟؟!

کنترل اعصاب

سلام وقت بخیر خانم دکتر دکتر من خیلی زود عصبانی میشم و وقتی عصبانی میشم دیگه نمیفهمم دارم چی کار میکنم تا حالا خیلی از موقعیت هام این شکلی از دست دادم هم کار هم همه چی جدیدا هم خیلی منفی شدم جوری که فکر خودکشی به سرم زده بود تمرکزم کم شده و انگیزه کارهای معمولی شکل ورزش کردن و کتاب خوندن رو ندارم و همینطور تحمل حرف های مختلف رو ادم های با طرز فکر مختلف بیشتر اوقات عصبانیم نمیتونم درست تصمیم بگیرم به نظرتون باید چی کار کنم؟

خانواده

سلام وقتتون بخیر من دختر 21 ساله هستم و متاهل با همسرم دوست بودیم و ازدواج کردیم و الان کمی با مشکل مالی مواجه هستیم مشکل مالی به قدریه ک خیلی وقتا حتی ساده ترین و ضروری ترین چیز ها رو نمیتونم بخرم و اینکه تو دوره مجردی از امکانات کامل برخوردار بودم و در این بین فشار های خانواده برا این نداشتن وضع مالی و شغل همسرم خیلی روم زیاده الان ی مدته هی دوست دارم گریه کنم ب شوهرم وابسته تر شدم دوست دارم همش ابراز علاقه کنه و اینکه خیلی حساس شدم مثلا علاوه بر خودش من هم با دختر خاله و دختردایی هاش راحتم و خوبیم الان چند رئزره اصلا دلم نمیخواد ک وقتی من نیستم و باید دنبال دختر خالش بره اون جلو بشینه یا اصلا کسی ک بهش نامحرمه جلو بشینعه تو طول اون مدت ک بره و بیلاد کلی ناراحتم و کلی هم خون خونمو میخوره بهونه گیر شدم با کوچیکترین حرف ناراحت میشم و با کوچکترین حرف عصبی میشم و اشکم سرازیر میشه مثل قبل بشاش نیستم و حوصله مهمونی یا دورهمی های طولانی مدت رو ندارم از طرفی خیلی کم این چیزا رو بروز میدم تا همسرمو اذیت نکنم ازین وضع واقعا خسته شدم و نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید