بازگشت به لیست سوالات
م.ص
عنوان :

بد غذایی نوزاد

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان
سلام وقتتون بخیر
من دخترم چهار ماه و 24 روزشه به شدت در مقابل شیر خوردن مقاومت میکنه طوری مجبوریم تو گریه که دهنشو باز میکنه شیشه را بزاریم تو دهنش تا یکم بخوره حالا دیگه برا گریه کردن هم دهنشو باز نمیکنه و با دهن بسته گریه میکنه مجبورم فکش و به زور باز کنم تا بخوره برا غذا خوردن هم دقیقا همین طوره میخواستم بدونم این طوری از نظر روانی روش اثر بد نمیذاره؟برا رفع این مشکل چه کار باید بکنم؟اگه نصف روز هم هیچی نخوره باز همین کار رو میکنه

سلام وقت بخیر
١-ایا وزن گیری خولی داره؟
٢- ایا خواب راحتی داره؟
٣- جیغ زدنها خیلی زیاد هستش؟
٤- رشد جسمی و گردن گرفتنش چطوره؟

نه وزن گیری کم بود تو دو ماهگی 4300 بود که با شروع شیرخشک و غذای کمکی به سختی رسید به 6500،خواب شبانه به نسبت خوبی جدیدا داره ولی تا چهارماهگی نه خوب نبود،گاهی وقتا جیغ زدن ها زیاد و همراه با گریه ولی گاهی کمتر،رشد جسمی خوبی داره و دمر میشه و گردن هم میگیره

بسیار عالی
اصلا برای شیر دادن اصرار نکنید به دفعات متناوب شیر بدهید و اصرار نکنید اگر کمی هم خورد کافی هستش یادمون باشه هیچ کودکی تا گرسنه نشود غذا نمی خورد و این مسئله دوره ای هستش و بعد حد اکثر دو ماه این مشکل برطرف میشود

اگه اصرار نکنم که باز رشدش به مشکل میخوره و باز میاد زیر منحنی و کمبود وزن پیدا میکنه،اگه کل روز هم شیر نخوره باز همین کار و میکنه

با ارامی شیر بهش بدید در طولانی مدت اثری روی رشد نخواهد داشت و این دوره میگذره اصرار شما کودک رو عصبی میکنه و در اینده مشکلات رفتاری کودک بدتر میشه شما چند روزی رو بدین روش انجام بدید نتیجه میگیرید



سوالات مشابه


عصبی بودن

سلام خانم دکتر .من یه خانم 27 ساله هستم یه بچه 5 ماهه دارم .اصلا حوصله بچه ندارم عصبیم کزده بعد زایمانمم احساس افسردگی دارم الان چند روزه بچم جیغ میزنه منم خودمو میزنم .توو این شرایطم نمیتونم مطبی برم.ابم میخورم هنگام عصبانیت اما جواب نمیده انقد میرنم توو سرم چشام قرمز میشنو سردرد میگیرم توروخدا یه قرص بگید بچمو دوس دارم نمیخوام سرش داد بزنم اما تا گریه میکنه عصبی میشم سرش داد میزنمو خودمو میزنم

کنکور

سلام خانم دکتر خسته نباشید، من چند سالیه پشت کنکورم،تجربی هستم،از نظر بهره ی هوشی مشکلی ندارم اما همیشه مشکل من یه چیزه،اونم اینکه موقع درس خوندن همش به ذهنم میرسه اگه باز نشه چی میشه،محاله که بشه، چجوری برنامه بریزم که بشه و.. وقتی هم برنامه مینویسم و سعی میکنم افکارم رو کنترل کنم تا درس بخونم،احساس خیلی بدی بهم دست میده،احساس تنفر و زور و اجبار،در حدی که گریم میگیره،سر درد میگیرم و احساس فشار زیادی میکنم،وقتی که از درس بلند میشم و سرمو به یه چیز دیگه گرم میکنم احساس میکنم از این فشار خلاص شدم و بهتر میشم اما خب موقت، چون هر چی میگذره نا امیدی و اضطراب بیشتر میشه،از طرف خانواده هم تحت فشار هستم اینطور که وقتی میبینم نمیخونم باهام رفتارشون سرد هست و مدام به من میگن باز چیزی نمیشی و آبروی ما را بردی،هر چند که نمیدونن من بخاطر این مسایل واقعا نمیتونم بخونم و حالم بده،خانم دکتر بخاطر این مسئله هیچ وقت نمیتونم یه فصلو تموم کنم و نیمه کاره رها میکنم تا ببینم روز بعد چیکار باید بکنم،خانم دکتر میشه منو راهنماییم کنید که مشکلم چی هست و جیکار باید کنم، ممنونم

کرونا

سلام خانوم دکتر من حس خوبی ندارم ی دختر یکساله دارم که شدیدا به خودم وابستست منم همینجور یک ماه که بیرون نرفتم بخاطر کرونا ولی همسرم مغازه داره خوراکی مجبوره که بره خودم دیابت نوع یک دارم 20 ساله 28 سالمم هست همش میترسم که بگیرم و انقدر بهم گفتن که دیابتیا میمیرن میرن تو کما این حس بد اومده تو وجودم که ی اتفاقی برام میوفته و واقعا دارم دیوونه میشم با اینکه جایی نمیرم بهداشتیو رعایت میکنم ولی جون همسرم میره و میاد پدر و مادرم میرنو میان این حس تو من به وجود اومده حتی وصیتمم میخوام بنویسم من دقیقا از 3 اسفند جایی نرفتم

اختلال در خواب

مرتضا هستم. 35 ساله. شغل کارمند و مدرس. روزانه به طور متوسط 12 ساعت کار می کنم. اما با وجود خستگی فیزیکی نمی توانم خوب بخوابم. معمولا وقتی به رختخواب می روم، انواع سوالات بی جواب در ذهنم شکل می گیرد. همیشه نوعی دلشوره از اینکه "چه می شود؟" در مورد آینده باعث اضطرابم می شود که در اکثر مواقع خواب به کلی از سرم می پرد و گاهی تا صبح بیدار می مانم. اگر هم بخوابم، صبح ها دچار بی حالی و خستگی هستم. مدتی پیش زولپیدم مصرف کردم. اوایل خوب بود، اما بعد از مدتی فقط حالت منگی بهم میده. (کلا دو یا سه ورق، 5 یا 10) مصرف زولپیدم رو فقط شب هایی که باید تو جاده می بودم داشتم که بتونم بخوابم. چکاپ هم رفتم، در حال مصرف ویتامین D (50 هزار هفتگی) و کلسیم (روزانه یک عدد، جوشان) هستم. کلسیم رو تموم کردم اما D هنوز تموم نشده.

کرونا

من اولای شیوع کرونا از روی استرس مبتلا شدن یه تیک تنفسی گرفته بودم و مدام نفس عمیق میکشیدم ولی تونستم کنترل کنم و حل شد اما الان با حدود 12-13 گذشتن از اون وقت یدفعه یه روز یه حس تب جزعی البته تب سنج استفاده نکردم یه چیز حسیه و دوباره حس میکنم به نفس نیاز دارم و نفس عمیق میکشم ولی اینبار تعدادش بالا تر رفته و مدام شده میخواستم بدون همچنان تو خونه بمونم یا مراجعه کنم به پزشک؟!