بازگشت به لیست سوالات
آ.ی
عنوان :

اختلال در خواب و طریقه زندگی

متخصص روانپزشکی
سلام خانم دکتر من 22 سالمه و 4 ساله که متاهل هستم.من با همسرم هیچ مشکلی نداریم و همدیگرو هم دوست داریم.اصل مشکل من با خودمه.من حدود یکساله که به شدت گوشه گیر شدم و این موضوع هم خودمو اذیت میکنه هم اعضای خانوادمو.حوصله جمع و مهمونی و ندارم حتی جدیدا حوصله بیرون رفتن از خونه رو هم ندارم.همسر من کارش شیفتیه یک شب سرکاره و دو روز خونه است.خودم حس میکنم از زمانی که همسرم کارش شیفتی شده من این شرایط برام پیش اومده.من تو خواب مشکل پیدا کردم و تا ساعت 6 صبح بیدار میمونم و تا 4 بعد از ظهر میخوابم.بیدار که میشم کارم یا تمیز کردن خونه است یا اینستاگرام و تلگرام.حتی به غذا خوردن هم بی میلم.خیلی ناراحتم .من حتی سختم میاد که بخوام به کسی تلفن کنم. دوست دارم تو خلوت خودمو همسرم باشم. وقتی پیش هم هستیم من مدام شوخی میکنم و میخندم ولی به بقیه اینطور نیستم.هر بار که با دوستام یا خانوادم قرار ملاقات میزارم به دلایل مختلف دقیقه اخر کنسل میکنم .دلم تنگ شده برای زمانی که 10 شب میخوابیدم و ساعت 8 بیدار بودم.دلم برای شاد بودنم تنگ شده.همش دنبال فیلم های غمگینم.رمان های غمگین میخونم.و حالم اصلا خوب نیست.من حتی واسه دکتر رفتن هم تفره میرم.تصمیم داشتم بچه دار بشم حتی سختم میاد بخوام برم دکتر تنبلی میکنم.دوست دارم از خونه بزنم بیرون ولی میترسم بیرون برام اتفاقی بیوفته.میدونم حرفام زیاد بود ولی ازتون خواهش میکنم کمکم کنید

سلام
ممنون از توضیحات کاملتون. با توجه به این توصیف ها به نظر میاد که شما افسرده شدید و نیاز به مراجعه حضوری برای درمان دارید

واقعا خیلی ناراحت شدم.میدونستم افسردگی گرفتم ولی باور نداشتم.بله حتما مراجعه میکنم



سوالات مشابه


افسردگی

سلام وقت بخیر صدری هستم مدتی هست احساس افسردگی دارم خوشحال نیستم، همش یه جوریم، دلم می خواد یه کار کنم بهتر شم

افسردگی

سلام دکتر ،من دختر 22 ساله هستم ک دانشجوام،من مشکلات زیادی دارم مثلا 1.از همه چیز میترسم مثل مردن و اینکه قرص بخورم خفه شم،برای همین با اینکه 22 سالمه قرص تا حالا نخوردم یا جویدم که این موضوع اذیتم میکنه 2.نظر دیگران خیلی برام مهمه و اینکه اصلا نباید ناراحت بشن وگرنه من خودمو خیلی سرزنش میکنم 3.همیشه ناراحتم و آماده ی گریه کردن. 4.مشکلات کوچیک منو از ما درمیاره تا جایی ک خیلی حدی ارزو میکنم بمیرم 5.خیلی زود عصبانی میشم و خیلی به دل گیرم خیلی زیااااد 6.در برقراری ارتباط و ادامه ی صحبت خیلی مشکل دارم حتی با اعضای خانوادم هم نمیتونم صحبت کنم 7.از خودم بدم میاد و اصلا خودمو دوس ندارم و هیچ اعتماد ب نفسی ندارم 8.چندین ساله این مشکلاتو دارم و الان هم بدتر شدن.

استرس و خستگی

سلام خانم دکتر من پسری 30 ساله هستم دو ساله ازدواج کردم مشکلم اینه همیشه با کوچکترین چیز دلم میگیره استرس زیادی دارم بعد از هر کاری زود خسته میشم و کم تحملم مثلا ماشینم خرابه دوست دارم زود درست شه میرم بانک دوست ندارم وایسم با خانومم میرم خرید دوست دارم زود تموم شه میرم دکتر زود باید نوبتم شه استانه تحملم کنه و استرس هم زیاد دارم لطفا راهنمایی کنین ممنون میشم

ترک سیگار

سلام خانم دکتر برای کسی که میخاد سیگار رو ترک کنه حالا جز اون اراده ای ک باید داشته باشه باید دیگه چکار کنه ک دوباره برنگرده و این سیگار و از سرش بیوفتع ؟ تو گوگل دیدم نوشته بود باید ویتامینای A.B5.C.E مصرف کنه ینی ی مولتی ویتامین بخوره خوب میشع؟ این نیکوتینی ک از سیگار مصرف کرده ازبین میره؟ وقتایی ک عصبانی میشه سریع میره چندتا پاکت سیگار مصرف میکنه بهش میگم نکن خوب نیست میگه نمیتونم باید اروم شم نیکوتین داره بهش عادت کردم نمیتونم ترکش کنم چیکار کنم بنظرتون؟

افسردگی و پرخاشگری

سلام خانم دکتر ازینکه وقتتونو برام اختصاص میدید ممنونم.خانم دکتر من خانمی 28 ساله هستم در حال حاضر توو مرخصی زایمانم شغلم پرستاریه.دکتر پسرم 9 ماهشه بعد زایمان افسردگی زایمان گرفتم تقریبا بعد از 3 ماه یه پزشکی برام قرص سرترالین شروع کردن دوز 50 میلی گرم یه مدتی خوب بودم م شاد بودم خوش اخلاق بودم اما دوباره علائم افسردگیم برگشته احساس پوچی میکنم حس میکنپ دیگه کارامد نیستم توو خودمم توو گلوم همش بغضه دوس دارم تنها باشم فقط گریه کنم عاشق بچمم اما وقتی گریه میکنه خیلی شدید عصبی میشم سرش داد میزنم خودمو میزنم دوبارم پسرمو زدم خیلییی ناراحتم اون لحظه کنترلمو از دست میدم خانم دکتر بچم کوچیکه نمیتونم ویزیت حضوری برم ولی قبول دارم که روانم مشکل پیدا کرده .خوابم خوبه فقط شبا پسرم بیدار میشه عصبی میشم منم شیردهی ندارم شیر خشک میخوره.