بازگشت به لیست سوالات
ع.م
عنوان :

مشکل حافظه و ادراک محیط

متخصص روانپزشکی
با سلام وقتتون به خیر ؛
من 19 سال دارم
یک سال و نیم پیش ( مهر ماه 95) تا نوروز 96 حدودا 6 ماه ماریجوانا مصرف کردم که کلا دفعات مصرفم 17-18 بار شد . از اردیبهشت ماه 96 تا الان اضطراب و ترس و گاهی وقتها افکار مزاحم و غیر ارادی بهم دست میده اما خداراشکر هر چه رفته قوی تر شدم و الان خیلی بهترم اما هنوز اضطراب و مشکل حافظه رو دارم و ترسم اینه که برای همیشه همینطور بمانم.
آیا مشکل حافظه ام بر طرف میشود ؟
توانایی فکر کردنم تقلیل رفته و یجورایی خودم رو گم کردم ، بعضی وقت ها محیط رو کامل نمیبینم و دقتم خیلی پایین اومده .
میشه تواناییهام رو دوباره پیدا کنم ؟
آیا مغزم آسیب دیده ؟ فکر میکنم دیگه نتونم اون آدم سابق بشم.
ممنونم اگه کمکم کنید ...

سلام بهر حال ماریجوانا میتواند باعث اسیب مغزی شود.گاهی زود خوب شده وگاهی طول میکشد بهرحال به روانپزشک مراجعه کنید و درمان کنید




سوالات مشابه


حس عصبی

سلام دکتر.من یه ساله درگیر یه موضوعی هستم،ماجراشم از وقتی شروع شد که من رفتم باشگاه ، خب اونجا صدای آهنگ خیلی بلنده.بعد از باشگاه یکم سرم درد میکرد بخاطر آهنگ ولی اهمیت ندادم و دوباره آهنگ بلند گذاشتم،البته واسه کسی میخواستم بذارمش.بعد از اون موقع یه حسی درم بوجود اومد که فک میکنم عصبی باشه.حس میکنم یه چیزی تو گلومه نمیدونم چطوری بگم انگار یه چیزی سرمو گرفته.اصلا حس درد نیست.دکترهم رفتم بهم قرص ضد افسردگی داد!خب من اصلا افسرده نیستم! با افکار مثبت و ورزش خیلی بهتز شد در حدی که بعضی اوقات اصلا این حس درونم نیست . ولی دوباره برمیگرده.در ضمن وقتی ناراحت یا عصبانیم بیشتر میشه این حس و وقتایی که آهنگ بلند میذارم یا خیلی به صفحه گوشی و لپ تاپ خیره میشم.تروخدا بگید چیکار کنم خسته شدم

عدم کنترل خشم همسرم

همسر بنده در مواقع عصبانیت عدم کنترل خشم دارند و درآن زمان اصلا برایش مهم نیست در چه موقعیت زمانی و مکانی است وشروع به پرخاش به بنده و اطرافیان میکند .

سردرگمی. بی انگیزگی و بی هدفی

با سلام. محمد از یزد. 25 ساله. مجرد. فرزند آخر خانواده. 5 خواهر بزرگتر از خودم دارم.لیسانس الکترونیک.بیکار.مشکلاتم مثل کلاف سر در گم شدن گیجم خودمو نشناختم و خودمو دوست ندارم. هرچقدر فکر کردم و تحقیق کردم نتونستم هدف خودمو پیدا کنم. از زندگی لذت نمیبرم. دائم ذهنم درگیره و پر از افکار مختلف و کارهای انجام نشده که نمیدونم کدومش رو رها کنم یا پیگیر بشم. ایده آل گرا و سخت گیرم. آرامش ندارم.تقریبا هیچ چیز منو خوشحال نمیکنه و لذت نمیبرم. لازمه بگم 3 تا از خواهرام عروس مشهدن و اونجا زندگی میکنن.یه خواهرم که طلاق گرفته پیش ماست.ممنون میشم کمکم کنین مسیری رو برم تا خودمو پیدا کنم و هدفمو بفهمم،ذهنمو آروم کنم و کارهام رو طبق اولویت انجام بدم. یک دنیا ممنونم

مشکل همسرم

سلام آقای دکتر زن من خیلی شکاک و رفتارش طوری هست با من که انگار صاحب منه و در رفتارش همیشه میخواد منو چک کنه و مثل سایه پشت سرم باشه و همیشه در توجیه کارش میگه دوست دارم

بیخوابی

باسلام خدمت اقای دکتر قبل از سولم بیصبرانه منتظر راهنمایی شمام من 25سال سن دارم 6 ماه پیش زایمان کردم از 6 ماهگی که باردار بودم از استرس سلامتب بچم بیخوابی شدید گرفتم که زولپیدم و کلوزاپین تا زایمانم خوردم بعد از زایمان مشکل ادامه داشت و دوز دا روهام هی زیاد میشد که 150 امیتریپترین 2عدد اگزازپام ده نصف نورمازین 100 بود امل این داروها رو 5 ماه استفاده کردم و خوب نشدم و افسدگی شدیدد شد خیلی با اوجه به این که زمینه اریثی داشتم فقط گریه میکردم داد میزدم شب ها نمیتونستم بخوابم داد میزدم و گریه تا اینکه دکترم رو عوض کردم و ایشون برام سدیم والپرات500 فلوکستین 2عدد 20 نورمازین 100 1عدد کوتیاپین 100 یک عدد و لیتیوم 300 دو عدد بود با اینها باز شبهای اول بیخواب بودم و نهایتا کلونازپام 2رو اضافه کردن و تشخیصشون دوقطبی افسردگی بودمن بااین قرصها خوب میخوابم شکر اما صبح هاخیلی خسته کوفته هست بدم نای انجام کاری ندارم و رو تخت میمونم میخواستم تشخیص شمارو در این ضمینه بدونم و کدوم قرص رو جابجا کنمم تا صبح ها انقدر احساس کوفتگی و شلی نکنم؟ممنون منتظر پاسختون هستم