بازگشت به لیست سوالات
ع.و
عنوان :

دوقطبی

متخصص روانپزشکی
سلام
من یه پسر ۱۹ ساله هستم .
حدودا ۳ ساله که روح و روانم بهم ریخته ! اوایل افسردگی های بلند مدت داشتم که خیلی شدید بود و حتی باعث شد شدید به خودکشی فکر کنم و خودزنی و این حرفا ... اما با خوشی های زودگذر گذشت و حالا جوری شده که بعضی اوقات صبح که از خواب پا میشم کلا دپ و افسردم !
و بقیه روزهام شدیدا پر انرژی هستم و کاملا جوریه که تضاد ایجاد شده !
مثلا موقعی که افسردم کلا عصبی ... بی حال ... و درباره اینکه چقدر زندگی میتونه پوچ باشه مینویسم ( نویسنده هستم ) و کلا همه چیو نقض میکنم ... و برعکس موقعی خوشحالم ... شدیدا انرژی دارم ... ورزش میکنم ، میرقصم !! با دیگران شوخی میکنم (بیش از حد ) ... نوشته های انگیزشی مینویسم و...
و همچنین امثر اوقات سردرد های عصبی دارم ... بخاطر فشار زیاد و استرس کاذب
بعضی اوقات برای اروم کردن خودم مجبورم قرص بخورم که زیاد تاثیری نداره
من اصلا از اون دسته ادما نیستم که همش بگن مریضن اما واقعا علایم دوقطبی رو دارم .

دکتر بهمن شاه ویسی

باسلام علایم مطرح کننده مشکله خلقیست ، مصاحبه و درمان روانپزشکی کمک کنندست
موفق باشید




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت ویزیت ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


عصاب

با عرض سلام بنده ۲۱ سالمه دانشجوهستم مادرم ۳ سال فوت شدن و ضربه شدید روحی خوردم . تمام فشار های خونه روی منه چون پدرم اصلا بیخیال و حاضر ب ازدواج مجدد نمیشه وارد رابط عاشقانه شدم تا کمی ب زندگی دلم گرم بشه ولی بنده خیلی روی طرفم غیرتی و حساسم ایشون با دو سه تا پنهون کاری ب بنده اعتماد منو کشد یجورایی ولی پنهون کاری هایش خیانت نبود . مشکل اساسی من اینه با توجه به این مشکلات طاقت فرسای روحی روانی خیلی پرخاشگر و عصبی شدم جوری ک اصلا موقع عصبانیت هیچ چیز متوجه نمیشوم و فقط دلم میخواد اون لحظه داد بزنم و حرصمو با تخریب طرفم تموم کنم لطفا کمکم کنید

عصبانیت

سلام خسته نباشید من مشکلم عصبانیته وقتی عصبی میشم هیچه آرومم نمیکنه ی بچه 10ماهه دارم وقتی میخوام لباس تنش کنم نمیزاره عصبانی میشم شده یکی دوبار زدمش خیلی نگران پسرم هستم لطف بگید چکار کنم همسرم هم بیشتر باعث این ناراحتی اعصابم شده خیلی باهام لج میکنه وقتی عصبانی میشم دست چپ خیلی بهم فشار میاره

حساسیت بالا روی همسرم

سلام خسته نباشید من خانومی هستم ۲۴ ساله که ۱ ساله نامزد کردم ما یه بوتیک لباس زنانه داریم.. و من به شدت روی رفتار همجنسام نسبت به همسرم واکنش نشون میدم یا اگرم نشون ندم حداقل ۴۸ ساعت حالم به قدری بده که زندگی و به خودم و همسرم تلخ میکنم .. روی همه نه ولی روی خیلیا حساسم بعضی خانوما به خاطر یه تیکه لباس که مناسب بخرن حاضرن دست به هرکاری بزنن حتی با این که میبینن من کنار همسرم وایسادم .. بازم میگم اطمینان به همسرم دارم ایشون جلوی خانوما خیلی به من اهمیت میده واسه تخفیف هم بهشون میگه هرچی خانمم بگه ولی من تا یه درس اساسی به اون خانم ندم آروم نمیگیرم همسرم هم میدونم دیگه داره اذیت میشه ولی واقعا دست خودم نیست نمیدونم باید چیکار کنم؟؟

پارانوئید

دیشب با همسرم بخاطر اینک با دوستاش رفته شب باغ دعوا کردم و خیلی بی رحمانه تهدیدش کردم از این کار لذت می بردم وقتی ضعیف اون مقابل خودمو میبینم.. امروز صب از کارم پشیمون شدم و علت رفتارمو توی نت جستجو کردم متوجه شدم علائم رفتاریم خیلی شبیه پاراناید ولی من فقط نمیخام بد گمان باشم از بقیه رفتارم لذت میبرم... نمیخام کسی ک عاشقشم از بودن کنار من رنج ببره با این حال توی زندگی خیلی وقتا به روش های ک بنظرم بسیار هوشمندانس آزمایشش میکنم احساساتشو برانگیخته میکنم از این تغییر حالتا لذت میبرم حس میکنم خیلی باهوشم اینطوریم بوده ن فقط توهم من همیشه از درسو دانشگاه تا خلاقیتم توی شعرو موسیقیو نقاشی علاقه زیادی به جوکر دارم(نقش هیث لجر توی فیلم بت من) 4 سال توی اتاقم خودمو دور از آدما حبس کرده بودم آدم عصبی بودم ک وقتی دیدم خیلی از این کارم ناراحت میشن الان خودمو کنترول میکنم و ریلکسم ولی یه حسی مث آتیش زیر خاکستر توی وجودم زبونه میکشه علاقه شدیدی به آزمایش کزدن آدما دارم مخصوصن وقتی اونا شکست میخورن حتی اگ شکست خوردنشون به ضرر منم باشه...تقریبا چند شخصیت دارم با آدمای مختلط شخصیت های مختلط خیلی وقتا برای خودم یه شخصیت خیالی درست میکنم و از طرف اون حرف میزنم آدمای خیالی توی زندگیم درست میکنم و از اونا برای آدمایی ک تازه باهاشون آشنا میشم حرف میزنم اکثرن موارد توی حرف زدن کم نمیارم خیلی مسلط حرف میزنم از جمعیت ترسی ندارم ولی بیشتر عمرمو تنها جلوی آینه حرف زدم اعتقاد دارم با هرکس ک بتونم حرف بزنم میتونم متقاعدش کنم یا از من خوشش بیاد من حتی علاوه به همسرم با دخترای دیگ در ارتباطم اونا رو امتحان میکنم و از اینک ببین چقد حقیر و ضعیفن لذت میبرن برای هر کدوم از اونا یه آدم متفاوت از خودم تعریف میکنم از این ک اونا رو بازیچه میدم لذت میبرم لذت... من همسرمو خیلی دوسدارم و هنوز نامزدیم و ازدواج نکردیم با وجود تمام اینا برای داشتنش هر کاری میکنم حتی خلاف لذت های روحیم...من نیاز شدید به توجه دارم همیشه داشتم از این ک کسی بهم توجه نکنه عصبی میشم وحشی میشم... تا بحال 2 بار رگمو با تیغ زدم ک هر دوبار(یه بار همسرم یه بار دوستم) منو از مرگ نجات دادن برای من هیچی ارزش نداره جز لذت هام لذت های من شهوت نیس پول نیس شهرت نیس... من میخام تا ازم بترسن اگ شهرت دارم یه شهرت وحشی یا یه شهوت وحشی و به هیچ وجه پول رو دوسندارم برام بیخوده و اکثرن الکی دور میریزم یا آتیش میزنم حتی! اعتقاد دارم روزی ک بمیرم حتمن علتش خودکشی بوده و اعتقاد دارم باید توی اوج زندگیم بمیرم ببخشید طولانیه ولی زندگی گنده منه مث یه روانی شاید؟ حتی! ...

درمان وسواسی

سلام خسته نباشید اقای دکتر من حدود ۵ ساله قرص سترالین ۱۰۰ مصرف می کردم دکتر بنا به وسواس نجاست که داستم تا ۱۵۰ دوز قرص رو بالا می برد در اوایل کلو میپرامین ۱۰ هم بهم داد که بعدا کم کم قطعش کرد فقط سرترالین ۱۵۰ روزی یک عدد می خوردم ولی چون شهرستان هستم و هزینه زیاد برام داشت که میومدم تهران قرص کم یا زیاد می کرد یک ساله که دیگه نیومدم چون خوب شده بودم وسواس فکری دیگه سراغم نیومدم خودم قرص رو کم کم اول چند ماه ۱۰۰ خوردم بعد ۵۰ والان یک ماهی قطعش کردم ولی حالم خیلی خراب شده حوصله شوهرمو ندارم حرف که می زنه ازش متنفر میشم مخصو صا در مورد روابط جنسی ازش بدم میاد با خودم میگم طلاقم بگیرم بچه هام اذیت میشن حالا شما میگید اثر قرص هاست که قطع کردم یا مشکلم چیزی دیگه است تازه به سرمم زدم که خودمو بکشم تا راحت بشم نه حوصله کار خونه نه کار خیاطی که با شوهرم می کردم دارم چون دکتر بهم می گفت تا اخر عمرت باید قرص اعصاب بخوری با خودم میگم چند وقت تحمل کنم تا اثر قرص از بین بره ولی دیگه نخوام قرص مصرف کنم خیلی بی حوصله وزود رنج شدم شما نظرتون چیه یعنی باید دوباره مصرف قرص هامو شروع کنم تو رو خدا راهنمایی کنید ممنون