بازگشت به لیست سوالات
M.F
عنوان :

بارداری

دکترای سلامت جنسی
با سلام من خانمی 25 ساله هستم و تمایل به بارداری دارم ولی همسرم مدام از زیر مسئولیت پذیری در میره و میگه برای بچه دار شدن زوده ، همسرم 30 سال سن داره و دوساله که ازدواج کردیم راهنماییم کنید از چه طریقی راضیش کنم ؟؟

1- در فضایی دوستانه دلیل عدم تمایل ایشان از بچه دار شدن را سوال کنید
2- منطقی راجع به دلایل ایشان بحث کنید
3- اگر دلایل ایشان را منطقی می بینید زمانی را برای برطرف شدن مشکلات تعیین کنید و با هم توافق کنید که چه تاریخی را برای بچه دار شدن برنامه ریزی کنید و لحاظ کنید




شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت مشاوره ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


سوزن سوزن شدن تمام بدن

سلام وقت بخیر 36 سالمه حدوا 4 سالی هست که شبها از یکعدد قرص نورتریپتیلین و یکعدد ولبان 75 و صبحها یکعدد آلپرازولام 1 استفاده میکنم،چند ماهی میشه تمام بدنم سوزن سوزن میشه و احساس بیحالی و بیقراری شدید دارم و دلم میخاد فقط بخوابم تا بدنم سوزن سوزن نشه.از حضور در جمع میترسم از آینده میترسم و از اینکه فردا اگه منو از شرکت اخراج کنند چه بلایی سرم خواهد آمد.خلاصه اضطراب و دلهره شدید جزء جدایی ناپذیر زندگی من شده.بخصوص طرف صبح که بشدت مضطرب و دستپاچه ام.بخاطر اضطراب شدید بیماری ریفلاکس دارم که باعث شده دهنم بوی بده و از حضور در جمع میترسم.ولی مشکل اساسی بنده همان سوزن سوزن شدن و اضطراب فراگیرمه.لطفا کمکم کنید آقای دکتر

سوشیال فوبیا

سلام من مشکل سوشیال فوبیا دارم 23 سالمه به واسطش دچار وسواس فکری هم شدم.حدود 6 ماه هست روند درمانم رو شروع کردم با روانکاوی و مقاله های پزشکی تا الان هم نتیجه خب بوده ولی موقعی که تو اجتماع هستم حتما باید یه خورده تمرکز کنم که اضطرابی وارد نشه جواب هم میده.همین یه کم تمرکز کردن اذیتم میکنه ایا مشکل من طوری رفع میشه که ضمیر ناخوداگاه خودش درست تشخیص بده؟؟اصلا کامل درمان میشم؟چ راهکاری پیشنهاد می کنید در طول درمان؟ممنون خدا همراهتون.

مشکل با همسرم

من اقای دکتر. من تو شرایط سخت تصمیم گیری برای ادامه زندگی با همسرم هستم و از شما کمک میخوام. من 27 سالمه و همسرم 37 سال و الان سال سومم زندگیمون هست. ما در دو دنیای مختلف زندگی میکنیم و دیدگاهمون به خیلی موضوعات کاملا متفاوته. مثلا ایشون بچه نمیخوان (مسئولیت داره، سخته وغیره)، من عااشق بچه ام. ایشون از هرچی رطوبت و اب و بارونه بدش میاد و من مشکلی ندارم. ایشون با دید تعمیم دهنده به افراد نگاه میکنه و من اصصصلا قبول ندارم. ایشون خیییلی ادما رو تحلیل و قضاوت میکنه و من اصلا قبول ندارم. ایشون اااصلا اهل ورزش و فعالیت و گردش نیست و من خیلی دختری فعالی بودم. ایشون ارتباطات خانوادگی محدودی دارن در خانوادشون و من با افراد فامیل دوست دارم رفت و امد رو. میشه لطفا شما نظرتون رو برای ادامه زنرگی بهم بدید؟ و اینکه اگر ادامه بدیم شرایط بهتر میشه یا نه؟ (ایشون خیلی دارن سعی میکنند که تغییر بدن خودشونو، اما باز هم مو در مسایلی که نیاز به مشارکت داره واقعا در مشکل زیادی هستیم)

دارو

سلام آقای دکتر همسر بنده آقایی 36 ساله هستند. یه پسر 3.5 ساله هم داریم.ایشون خیلی عصبی مزاج و تندخو. خیلی زود عصبی میشن. البته پدرشون هم به همین صورت و خیلی شدیدتر عصبی و دیکتاتور بودند و تو شرایط سالمی بزرگ نشدند. به مرور در زندگی 8ساله امان کمی بهتر شدند. ولی اصلا قبول نمیکردند که به پزشک مراجعه کنند و دارو مصرف کنند. تا اینکه به دلیل گرفتگی شدید عضلات و کمر درد به دکتر ارتوپد مراجعه کردند. و به جز قرص های ویتامین و مربوط به ارتوپد ب ایشان نورتریپترین 10 شبی یک عدد برای مدت دوماه. شاید اغراق باشه ولی این دوماه زندگی ما رویایی شده بود. از آرامش ایشان من و پسرم هم خیلی آروم بودیم. و اخلاق پسرم هم تغییر کرده بود چون پدرش آروم و خوش برخورد شده بود و زود از کوره در نمیرفت. حالا میخوام بپرسم از خدمتان که آیا میشه این قرص رو ادامه بدهند؟ و کلا این قرص رو تا چه مدت میتونند بخورند؟ چون ایشون به دلیل مشغله کاری دکتر نمیرن مگر خیلی شرایطشون وخیم باشه. تا حالا چندین بار خواهش کردم برن ولی میگن فرصت ندارم. ولی راضی شده ک قرص ها رو ادامه بده. من نگران عادت کردن ب قرص ها هستم. کلا همسر من انسان خانواده دوست و زحمت کشی هستند و خیلی مسئولیت پذیر هستند.و کارشان هم مربوط جرثقیل های سقفی هست که سخت و فیزیکی هست. فقط بی مورد عصبی میشن و زود از کوره در میرن و زود پشیمون میشن. لطفا یک خانواده رو به آرامش برگردونید.

بیماری چندش شدن

سلام دکتر روم نمی شه برم حضوری و شرایطشو هم ندارم.از دیدن بعضی تصاویر فوق العاده چندشم می شه و بدنم شروع به خاریدن می کنه و اعصابم به هم میریزه .نمیزارم کسی بفهمه ولی خودم شدید دارم اذیت می شم .خواهرمم مثل منه.تو اینترنت دیدم ترایپوفوبیا اسمشه شاید.ولی من ترس ندارم تنها حالت منزجر کننده و مشمئز کننده میاد سراغم با این که تجسم خوبی دارم اصلا نمی تونم ذهنمو متمرکز به تصاویر خوب کنم و قتی این چیزا رو می بینم یا به یادم میاد.تصاویری که تو ترایپوفوبیا تو نت هست تقریبا اونا حالمو بد می کنه.یا مثلا تصویر یه کرم که از بدن در میاد و حفره های شش ضلعی روی پوست تصور می کنم بعضی از تصاویری که حالم رو خراب می کنه براتون فرستادم