بازگشت به لیست سوالات
ج.ع
عنوان :

وسواس عملی شدید

متخصص روانپزشکی
سلام دکتر بنده 24 سالمه پنج شش ساله وسواس داشتم الان بدترشدید شدم شستشو زیاد ترس از کثیفی خلاصه چهار ساعت با خود درگیرم و رفتم چند بار روانپزشک دارو داده تعویض کرده منگم میکنه داروها و اصلن برای وسواس من فایده و تاثیری نداره نخوردم دیگه اقای دکتر شما بهتر میدونید برای سواب در راه خدا لطفا به من بگید که من چکار کنم از شر وسواس خسته شدم دیگه خسته ام تشکر ممنونم

سلام درمان وسواس سخت وطولانیه چند سال طول می کشه.باید تحت نظر روانپزشک باشید ولی از داروهایی استفاده بشه که خواب آلودگی نداشته باشه

سلام دکتر بنده 25سالمه و وسواس عملی به شستشو دارم که قرص کلومیپرامین سر ترالین نصرف میکنم و الان همین وسواس باعث ریزش موی من میشه با یک دکتری در همین زوپ کفتگو کردم که سوال مرا بست و گفت بیوتین مصرف کنید برای توقف ریزش مو و من میخاهم بدونم تزریق بیوتین عوارض نداره همون لحضه یا بعد چون گفت 3هفته هفته ای یک عدد راهنمایی و دقیق بهم بکنید تشکر ممنون ببخشید

سلام باید بستری بشید تا کار بشه

بستری بشید تا کار بشه دیگه چیه
سلام دکتر وسواس عملی که دارم شستشو قرص سر ترالین کلومیپرامین مصرف میکنم قبلن سر کار میرفتم وسواس نداشتم و الان 5 ساله بیکارم و افسردگی گرفتم و یا کم میخابم یا زیاد و حالم هم که خوش نیست و بی حوصله احساس نا انیدی میکنم ناراحتی دل گرفتگی و کار هم که میگردم پیدا نمیکنم و کار هم نیست لطفا شما بگید چه کار کنم راهنمایی کنید خسته شده ام دیگه دائم در منزل و من خودم دیونه شدم دیگه نمیدونم باید چه کار کنم که در منزل هم فش میدن میزنند اذیتم میکنند برادر پدرم لطفا شما بگید چه کار کنم خود کشی خوبه به نظر من لط
لطفا راهنمایی کنید چه کار کنم افسردگی برطرف بشه منتظر جواب شما هستم
گاهی به خوردن غذا تمایل زیاد دارم

عرض کردم باید مدتی بستری شوید روی بیماری شما کار بشه

سلام الیک دکتر من وسواس عملی که دارم دارو کلومیپرامین سرتدالین مصرف میکنم و استرس افسردگی ازود با یکی بحثم میشه و اعصابم خورد میشه مغزم یک جوی میشه هرس میخورم گیج میشم بی حوصله انگار قلبم یک طوری میشه انگار احساس بی حسی میکنم دقیق بگید این هم باید چه کار کنم تشکر ممنون ببخشید شرمنده خدانگهدار
سلام دکتر بیوتین برای ریزش مو و نازک شدن مو و توقف مو موثر هست چون میخاهم بزنم یک دکتر در همین جا بهم گفت ریزش مو این ها دارم
عوارض نداره همون اول یا بعد بزنم نزنم دکتر سعید عاشوری در همین زوپ بهم گفتند و میخاستم سوال کنم صفحه را بسته بودند



شما هم سوال مشابهی دارید؟ از بین صدها پزشک با دانش و با تجربه زوپ سوال خود را بپرسید یا وقت مشاوره ویدئویی یا حضوری خود را رزرو کنید.



سوالات مشابه


دیدن اجسام بشکل بزرگ یا کوچک

با سلام.من گاهی اوقات اجسام را خیلی بزرگ یا خیلی کوچک میبینم واین روی اعصابم تاثیرمیگذارد.البته این را از کوچکی داشته ام.مثلا وقتی از کنار برج میلاد میگذرم آنرا با یک مورچه مقایسه میکنم.ونمیتونم رانندگی بکنم.خودم نمیدانم چطور واضح تر توضیح دهم

ترس ، وسواس ، اضطراب

سلام خسته نباشین بعد از 14 سال نازایی و صدها دکتر ودرمان و گرفتاری صاحب فرزند پسر شدم که الان 9 ساله هست بچه ی درسخون و مهربون و پر جنب و جوش و فعال و شاد کمی ترسو که با انکه خونه سر پوشیده هست و مشکلی نداره برای اب خوردن ودستشویی هم باید همراش بریم وگرنه میترسه و تا الان بجز مدرسه ازما جدا نشده تو مدرسه هم کم حرف با انضباط معلم ازش راضی از زورگو های کلاسش میترسه تغدیه هاش رو بارها ازش گرفتن خلاصه یکم بچه ننه بارش اوردیم خودمون نخواستیم پیش همه بره وگرنه خودش دوست داره خونه اقوام و پدر بزرگ و مادر بزرگ بمونه از کودکی یک همبازی یک سال کوچکتر از خودش که بچه همسایه هست برای بازی داشته که تا قبل از کرونا بیشتر وقتش خونه ما بوده و پسرم با بیشتر همکلاسیهاش دوست بوده که برای بازی خونه ما می اومدن تقریبا یک روز بدون دوست نبوده از اسفند ماه بخاطر کرونا همبازی نداشته و بچه هم سن و سال هم ندیده حتی همون بچه همسایه که با هاش بازی میکرد هم با هاش ارتباط نداشته و 2 شب قبل از تولدش که 4 اردیبهشت بود دچار خواب وحشتناکی میشه با جیغ که شیطون خواب دیدم از خواب میپره و چند روز بعد دچار تیک پلک زدن میشه و 8 روز پی در پی تیک میزد تا گوشی یا تلویزیون روشن میشد بیشتر تیک میزد بردیمش دکنر اعصاب و روان ایشون هم داروی سرترالین برای شروع یک چهارم قرص و شربت هیدروکسی زین 5 سی سی بهش میده دارو بعد از سه روز استفاده شب موقع خو اب دچار پرش های پی در پی شدید میشه اوایل فقط ساعت اولیه خواب دچار پرش میشه که بعد از چند روز حالش بدتر میشه طوری که خودش میگه مامان دارم میفتم بعد بخاطر این مشکل دارو را که چهار روز خورده بود قطع کردیم هر شب پرش داشت دیگه شبها نمی خوابید و میگفت صبح که شد میخوابیم میخوام ماه رو تماشا کنم یا کهکشان رو ببینم تا یکماه همینطور شبها پرش داشت دوباره بردیم پیش همون اعصاب و روان باز دوباره سرترالین و داروی ریسپریدون هر دو شروع یک چهارم تا اینکه کم کم دیدیم داره دچار وسواس شستن دست میشه با شروع ریسپریدون پرش یکماهه اش خوب شد ولی در عوض وسواس گرفت وسواس شستن دست و حموم کردن که همه چیز کثیف هست و کرونا داره تا اینکه داروی سرترالین نصف بهش دادیم چند روز که از شروع دارو گذشت دچار وسواس شدید شد طوری که در یک ساعت بیست دست لباس عوض کرد طوری شده بود که از کنار اب نمیتونست بیاد بیرون هر بار میرفت حموم 5 بار شامپو میزد و خودشو میشست و عصبی میشد ساعدش رو گاز میگرفت تا اینکه دچار کهیر شدید شد طوری که سر و بدنش قرمز و تورم کرد به دکتر پیام دادیم سر ترالینش قطع کرد کهیر خوب شد گفت بجای سر ترالین بهش فلوو کسامین داد یک هفته یک چهارم دو هفته نصف و بعد یکدونه و نصف ریسپریدون بعد از چهار هفته وسواسش کمتر شده ولی پرش دوباره بر گشته گوشه گیر و وهم زده شده الان از حموم میترسه میگه یک سر ادم که موهای قرمز داره تو حمو م هست با چشمهای وحشتناک که تیله میریزه حموم میکنه وقتی بیرون میاد وهم زده هست قبلا بچه پر جنب و جوشی بوده الان شل و خسته یکجا نشسته حوصله نداره صبح که بیدار میشه میگه مامان دوستت دارم تا بینهایت انگار به چیزی شک داره شاید بخاطر توجه بیش از حد فکر میکنه اتفاق بدی افتاده یا میخاد بیفته میگه از من چیزی پنهان نکنین من بزرگ شدم وسواسش تغییر کرده خودش داره میگه چرا قبلا دستامو هی میشستم کرم میزدم لازم نبوده از چیزهای شیرین چندشش میشه اگه قندون تو اتاق ببینه حالش بد میشه میگه هرکسی دستش بهش بخوره بره بشوره نمیدونم چکار کنم راهنماییم کنین لطفا ممنون .

اضطراب

سلام وقتتون بخیر ماه پیش باهاتون ارتباط گرفتم و مشکلاتمو گفتم و قرص آسنترا و آلپرازولام تجویز کردید الان شرایطم یکم اوکی شده برون ریزی هام خیلی کمتر شده چند روز یبار شده ولی توی ذهنم هنوز همون فکرا و استرسا هست قرصام تموم شده خواستم ببینم چی تجویز میکنید برام

احساس میکنم دوشخصیته هستم

سلام خانم دکتر خسته نباشید احساس می کنم دو شخصیته شدم آستانه صبرم پایین اومده و این مسائل داره به زندگی مشترک با همسرم لطمه میزنه

اضطراب

سلام دکتر من دختر 20 ساله ای هستم که دانشجوام در یک رشته ی به اصطلاح خوب در دانشگاه دولتی اما به شدت آدم مضطربی هستم... اعتماد به نفس ندارم . خیلی از رفتارهام توی گذشتم هستن که ساعتها ذهن منو به خودشون مشغول میکنن... راجع به هر حرفی که میزنم ساعتها فکر میکنم و شاید از خودم بدم میاد و خودمو تنبیهم میکنم... از آدما فاصله گرفتم و وقتی تنهام حس آرامش بیشتری دارم... چند روز پیش به دلیلی به شدت مضطرب شده بودم تا حدی که که تنگی نفس گرفته بودم و احساس خفگی میکردم و همش گریه میکردم و احساس نارضایتی از خودم حتی توی اون لحظه دوست داشتم خودمو بکشم ... خیلیا میگن که دختر زیبایی هستم اما من از خودم بدم میاد... خیلی اذیت میشم که چیزهای بی اهمیت ساعتها ذهن منو به خودشون مشغول میکنه و طرز تفکر دیگران به شدت برام مهمه اگه دوست من بگه فلان لباست چقدر زشته دیگه هرگز نمیپوشمش. دیگه خسته شدم ازین رفتارام ولی خیلی جاها سعی میکنم با تلقین اضطرابو از خودم دور کنم اما افکار منفی نمیذاره. در مورد انتقاد دیگران و یا هر مسئله ای که ذهن منو درگیر کنه سریع عصبی میشم و پرخاش میکنم. ممنون میشم کمکم کنید.