بازگشت به لیست سوالات
ا.ج
عنوان :

بیقراری

متخصص روانپزشکی
با سلام و ادب و تبریک سال جدید. من الان نزدیک یک و سال اندی است که صبحها قرص 10 میلی گرم فلوکستین و شبها 10 میلی گر م ایمی پرامین و 5 میلی گرم کلردیازپوکساید استفاده می کنم که از یک ماه قبل دو قرص ایمی پرامین و کلردیازپوکساید رو پزشک حذف و شبها قرص 25 میلی گرم تریمپرامین پزشک معالج تجویز کردند این دارو سه شب قبل، باعث اضطراب بسیار شدید، عدم خواب، تعریق شدید و استفراغ، داغ شدن بسیار بدن ، بی قراری شدید و توهم شد که کنار گذاشتم و الان سه شب است این دارو رو مصرف نمی کنم یعنی نمی تونم مصرف کنم. و الان فقط روزی 10 میلی گرم فلوکستین استفاده می کنم ولی بازم عدم مصرف و قطع تریمپرامین باعث کابوس های شدید و گاهی توهم و عدم خواب و سبکسری و داغی بدن من شده .

خواهشا بفرمایید در این ایام که پزشک معالج و سایر پزشکها حضور فیزیکی ندارند چیکار کنم؟ ممنون از راهنمایی شما. سلامت باشید.

با سلام و تبریک متقابل نوروز ؛
چون تری می پرامین با شما ناسازگار بوده ، بنابراین مجددا قرص ایمی پرامین را شروع به مصرف نمایید ولی با دوز بیشتر از قبل یعنی 25 میلی گرم .

با سپاس و تشکر از پاسخ دهی سریع جنابعالی. آیا میشه همون فلوکستین 10 رو در روز و کلردیازپوکساید 5 رو برای رفع اضطراب در شب استفاده کنم. ؟ چون ایمی پرامین ها رو دور ریختم و الان بدون نسخه هم ندارم. ممنون از جنابعالی

سلام دوباره ؛
بله می تونین همان کلر دیارپوکساید 5 میلی گرم را به تنهایی استفاده بفرمایید .
منتهی چون به تنهایی این دارو کم خواهد بود بنابراین حتما دو عدد هر شب یعنی
10 میلی گرم در مجموع استفاده فرمایید .
در صورت عدم پاسخ دهی مناسب و نیاز به نسخه می توانید از طریق شماره تلفن
*****0933-4184058 با منشی من هماهنگی فرمایید تا نسخه واتس آپی برای شما ارسال گردد.

🙏



سوالات مشابه


قطع داروی ونلافلاکسین 37.5 بعد از دو روز

سلام و خسته نباشید من برای رفع افسردگی و اضطراب فراگیر زیر نظر پزشک دو شب و هر شب یک چهارم ونلافلاکسین مصرف کردم.با توجه به عوارض شدیدش مثله ضعف و اختلال در خواب و تب و اسهال و وز وز گوش میخواستم ببینم میتونم قطع کنم دارو رو؟

وسواس فکری شدید

من وسواس فکری دارم و خیلی اذیتم میکنه چکار کنم

مشکلات زندگی

من به تازگی به همسرم مشکوک هستم که ارتباطی با کس دیگری دارد.تماس و چت...حتی متوجه شدم دیداری هم داشتند....من باید چیکار کنم؟؟زندگی خوبی هم داریم نمیدونم مشکل کجا بوده؟؟با شوهرم در میان بذارم که من فهمیدم یا خیر؟

مشاوره در مورد ناراحتی از بیماری

با سلام و عرض ادب، برادر عزیزم دچار بیماری رماتیسم مفصلی شده یک ماه که متوجه این بیماری شده ایم و به دکتر مراجعه کرده ایم. ولی از نظر روحیه روحیه خوبی نداریم نه برادرم و نه ما اطرافیان، البته جلوی برادرم محکم هستیم و به او روحیه میدهم و مدام مراقبتهای لازم را انجام میدهیم. ولی از درون در تنهایی خیلی ناراحتم و داغون هستم خواهشا تکنیک زیادی به من یاد بدهید هم برای روحیه دادن به برادرم و هم حفظ کردن آرامش برای خودم و دور شدن از این اضطراب و نگرانی؟ سپاسگزارم

ترس و استرس از اینده

سلام من 16 سالمه ومجرد هستم. مشکل از اونجایی شروع شد که من دو سال پیش با یه پسری اشنا شدم و خیلی همو دوست داریم اما خانواده ها در جریان نیستن.ما همدیگرو به قدری دوست داریم که نمیتونیم یک لحظه از هم جدا بشیم و خیلی دوس داریم باهم ازدواج کنیم. دوسپسرم21 سالشه و منو خیلی دوست داره. من همش در فکر این بودم که ما به هم میرسیم و... که یه روز مامان بابام میگن که اگ کنکورتو دادی میریم ترکیه درس میخونی و... من خیلی ترسیدم و گفتم من نمیخوام بیام و اونا هم میگن ما میبریمت و... خیلی میترسم اصلا بحث ازدواج رو بیارم وسط چون قطعا با من مخالفت میکنن من هی هرروز و هرروز دارم میتوسم که یهو بریم و من مجبور شم از دوسپسرم جدا بشم. من نمیتونم فکرشو کنم که میخوام ازش جدا شم. این ترس و استرس نمیزاره حتی الان درسامو بخونم و ترس از اینده داره منو اذیت میکنه. ممنون میشم کمکم کنید.