بازگشت به لیست سوالات
م.ع
عنوان :

بی خوابی در شب

متخصص روانپزشکی
سلام من یک دختر 8 ساله دارم که مدتی هست بی خواب شده یا تا 4 صبح بیداره و خوابش نمیبره و حتی میگم کتاب بخون چشمات سنگین بشه با چراغ روشن یا چراغ خاموش خوابش نمیبره و اذیت میشه حتی روزها صبح زود بیدارش'میکنم که شب خسته بشه و بخوابه و اگه شب خوابش ببره به یک ساعت نمیشه که با حالت هراس و گریه از خواب می پره . راه میره تو اتاق گریه میکنه و صبح که ازش می پرسم چیزی یادش نمیاد خیلی ناراحتم الان چند شبه وضع ما همینه نه خودش میخوابه نه ما و کلافه است و گریه میکنه که چرا من اینجوریم و نمیتونم مثل همه بچه ها بخوابم ' لطفا راهنمایی کنید درمان دارویی لازم هست یا کار دیگه

با سلام ؛
از شرح حال ارسالیتون این طور بر می آید که مشکل دختر شما فراتر از یک بی خوابی صرف باشد! چون دخترتان هراس از شب داره و همین طور بی جهت گریه می کنه احتمالا دچار نوعی اضطراب و یا هراس شبانه شده که یا قبل نداشته و یا خفیف بوده و حالا شدید تر شده است .
شرح حال بیشتری هم می توانید برایم ارسال کنید سرکار خانم ؟
البته جای نگرانی نداره و حتما درمان پذیر خواهد بود .

اول آقای دکتر بپرسم شما در حال حاضر مشاوره حضوری در مطب دارید و میتونم وقت بگیرم اگر هست با چه شماره ای تماس بگیرم . و بعد اینکه دختر فوق العاده با هوش و با استعداد هست ولی روحیه حساسی داره و ضربه پذیر. دچار استرس و اضطراب که فکر میکنم داشته باشه رو قضیه درسش حساسه و الان بخاطر شرایط فعلی کرونا تو خونه هست خسته شده فعالیت خاصی مثل زمان مدرسه نداره که در طول روز خسته بشه و الان چه بصورت غیر حضوری درس میخونن براش مهمه که تا ساعت 5 درسش تموم بشه معلمش راضی باشه ود... من حتی بهش گفتم مهم نیست میگه نمره منفی میگیرم که من سعی کردم این حالت و ام ازش دور کنم . خیلی مهربونه ولی تحمل انتقاد نداره میخواد تو همه زمینه ها عالی باشه و حتی من بهش بگم فعلا اشتباه و تو درس یا پیانو داشتی می ریزه بهم ولی الان مدتی هست تو تعطیلات عید که بی خواب شده یعنی واقعا تا صبح میخوابه و من میرم تو اتاقش میبینم داره گریه میکنه یا چشماش بازه . و اگرم بخوابه یک ساعت یک ساعت بلند میشه شروع میکنه گریه کردن و اصلا انگار متوجه حالش نیست یه مدت میگفت خواب میبینم یه مدت میگه نه خواب ندیدم فقط یدفعه پریدم از خواب آب به صورتش میزنه و دوباره یک ساعت بعد همین وضعیت یا اینکه بعدش که بلند میشه دیگه خوابش نمیبره و فکر کنم از نظر ذهنی به خودش فشار میاره، چرا خوابم نمیبره ' نکنه خوابم نبره ' چرا مثل بقیه نمیتونم بخوابم و همین افکار خودش باعث بی خوابی میشه لطفا چیکار کنم که بتونه راحت بخوابه چون خیلی بهم ریخته و خوب خواب شب تو سن یه بچه لازمه آرامش و رشدش هست.از درمان دارویی تو این سن میترسم ولی اگه لازم باشه چاره ای نیست

سلام دوباره ؛
بنده از یکم اردیبهشت ماه حضوری در مطب بیمار خواهم دید .
تلفن مطب : 22142385
تلفن مشاوره غیر حضوری :
*****0933-4184058

با توجه به شرح حال تکمیلی شما ، دخترتان تا حدودی وسواس و کمال گرایی افراطی هم دارد.
البته خود وسواس هم ناشی از اضطراب زیاد می باشد.
به هر حال من غالبا خیلی سخت به کودکان دارو تجویز می کنم ولی اگر لازم باشد چاره ای نیست .
فعلا سعی کنید اولویت و اهمیت درس رو برای دختر درسخونتون کمتر کنید چون او خودش بیش از حد و نیاز درس می خونه !
اگر خیلی دخترتون داره اذیت می شه شربت فلئوکستین تهیه بفرمایید . این شربت خودش پیمانه داره ، فعلا نصف پیمانه شربت هر روز بعد ناهار بخورد .
البته تاکید می کنم اگر خیلی داره اذیت می شه و کلافه هست دارو بدهید .
اگر لازم شد بعدا حضوری و یا تلفنی هم در خدمتتون خواهم بود .
جای نگرانی نیست چون نگرانی شما اضطراب دخترتون رو بیش از پیش بالا خواهد برد .
پیروز و تندرست باشین .



سوالات مشابه


ارامش

سلام اقای دکتر عباس احمدی هستم حدودا یک ماه پیش باهاتون حرف زدم درباره اینکه من 5 سال داروی وسواس فکری میخورم..و گاهگاهی به صورت تفننی تریاک می کشیدم.چون امکان رفتن به پزشکم رو ندارم .زیر نظر شما هستم.داروهای من ولبان 150 و فلووکسامین 100 دو عدد و ب6 یک عدد و دپاکین 500 شبی یک عدد بود..و شما برای وسوسه نشدن به تریاک قرص ها رو به صورت زیر تغییر داده..ولبان 150 1 عدد فلووکسامین 100 یک و فلووکسامین 50 1 و لاموتریژن 25 و سیتالو پرام 10 از 3 روز نصف به یکی کامل و ترانکوپین 25 شبی نصف و دپاکین 500 شب یکی...تغییر دادید..بعد گفتم که سمت راستم هنگام غذا خوردن درد میگره..بعضی از داروها رو بعد از غذا استفاده کردم..و خودم سرخودانه ولبان رو به 75 کاهش دادم..گفتم که چون دوز قرص ها بالاست و بهتر شدم..الان حدودا یک ماهه داروها رو مصرف میکنم..تغییر انچنانی از لحاظ ارامش و وسوسه شدن نکردم.وهمچنین سرخودانه بخاطر ارامش و وسوسه نشدن حدود 15 روز هستش که ب2 هر روز 1/4مصرف میکنم..و تریاک یه 17 روزی هست که نکشیدم ..و وسوسه نشدنم یکم بهتر شده..ولی یه مقدار وسواس فکریم بیشتر شده و گاهگاهی اذیتم میکنه....در ضمن اقای دکتر این علایم از جمله البته همینجوری بودم ولی الان بیشتر شده هواس پرتی و فراموشی. و خروپوف در هنگام خواب و خواب الودگی و بی حوصلگی و خستگی تا عصر..اقای دکتر ممنونم میشم با تجویز داروهای جدید با عوارض کم روبراهم کنید...ممنون میشم مثل همیشه دلسوزانه و با حوصله..مرسی

مشکل شوهرم

با عرض سلام خسته نباشید من به مدت 5سال است ک ازدواج کردم و چون شوهرم اختلاف عقیده شدید با خانوادش داره از انها متارکه کرده خیلی پرخاشگره و ب همه چیز گیره شدید میده و خودشم میگه منو ک زنشم مقصر نمیدونه این اختلاف عقیده از دوران نوجوانی با خانوادش شروع شده چون اصلا از کسی شوهرم حساب نمیبره،عینه یک زن با خانواده خودش و حتی دیگران حسوده،همش همه چیو برای خودش میخواد.حتی اگه ی نفر چیزی بخره چه غریبه چه اشنا بهش حسادت شدید داره در حدی ک چند روز عصبانی هستش.صبح ک از خواب پا میشه خیلی خیلی نا امیده از زمینو زمان گلایه داره در صورتی ک ب اندازه خودش تو زندگی همه چی داره و موفقه.بسیار عجوله و بسیار هم بد بین هستش.و از سره حسادت دیگرانو مسخره میکنه ولی ب ظاهر با دیگران خوبه و در واقع باهاشون خیلی حسادت داره.من راهایه زیادی رفتم ولی نتیجه نگرفتم چون اقا ب هیچ دکتری اعتقاد نداره و اصلا دکتر نمیاد در واقع میگه من هیچ مشکلی ندارم و هیچ دارویی مصرف نمیکنه..اگ میشه لطف کنین و ی دارویی تجویز کنین ک من بتونم تو غدا بریزم یا با اب مخلوط کنم چون راهه دیگ ای ندارم و واقعا خسته شدم امیدم فقط ب شماست لطفا کمک کنین بهم... ضمنا سنه این اقا 31سالش هستش و لیسانس حسابداری داره و راننده هستش ..

افسردگی

سلام خانم دکتر .من فکر میکنم افسردگی شدید دارم .دوس ندارم مهمانی برمد.دائم تو فکرم بعضی وقتا اینقدر فکر میکنم که دیگه سردرد میگیرم .شبها اصلان خواب ندارم انگیزه هیچ کاریو ندام حتی حوصله خانوادمم رو ندارم .تورو خدا اگه میتونین کمکم کنید.

عصبی بودن

سلام خسته نباشید من مشکل عصبی بودن دارم یک دفعه استرس میگیرم بعدش خیلی عصبی میشم در حدی که بدنم میلرزه و دوست دارم تموم حرصمو یک جا سر یک نفر خالی کنم چیکار باید بکنم با 10تا نفس عمیقو این چیزام خوب نشدم

از پوشک گرفتن پسرم

سلام آقای دکتر.پسرم دو ماه دیگه 3 ساله میشه. یک ماه بیشتره که اقدام کردم برای از پوشک گرفتنش. ادرارشو خوب همکاری کرد و بعد از تقریبا دو هفته حتی شبها هم تا صبح خشک می موند. ولی برای مدفوع اصلا حاضر نیست بیادداخل دستشویی. مجبور شدم چند بار که حس دفع داشت پوشکش کنم چون خیلی اظهار ناراحتی میکرد. ولی الان حدودا ده روزه اصلا پوشک نمی بندم. همچنان مقاوت داره و در نهایت که نمی تونه خودشو نگه داره تو شورتش مدفوع می کنه یا حتی موقع خواب. همه روش ها مثل ستاره دادن یا جایزه گرفتن رو امتحان کردم ولی نتیجه نداده. لطفا راهنماییم کنین.ممنون