بازگشت به لیست سوالات
م.م
عنوان :

افسردگی

متخصص روانپزشکی
سلام دکتر خسته نباشید. دختری هستم 30 ساله مجرد . حدود 5 سال پیش اضطراب و استرس و وسواس شدید داشتم با مراجعه به دکتر فلوکسیتین 20 و نورتریپلیتین 10 تجویز کردن که خیلی حالم خوب شد ولی ترس از برگشت بیماری 5 سال ادامه دادم > سه سال زیر نظر پزشک و دوسال خودسرانه . دیگه از وابستگیش خسته شدم . از بهمن 95 تصمیم گرفتم ورزش کنم و قرصمو قطع کنم وتا خرداد 96 حتی یه دونه هم فلوکسیتین نخوردم. حالمم خیلی خوب بود .کلینیک الومینا رفتم برای مشاوره ولی هم هزینه ش زیاد بود هم اینکه کمکی بهم نکرد. وخودم تصمیم گرفتم دیگه دارو نخورم. ولی متاسفانه وقتی یه اتفاق جدید تو زندگیم میوفته یا یه تغییر دوباره استرس همه وجودمو میگیره تموم بدنم د اغ میشه بی حوصله میشم نمیخام کسی باهام حرف بزنه همش دوسدارم بخابم گریه کنم اهنگ غمگین گوش بدم. الان دوهفته اس که اینجوری شدم و 3 کیلو کم کردم. خداروشکر مشکل خاصی توزندگیم ندارم ولی از بچه گی خجالتی بودم آروم بودم قرار گرفتن تو یه جمع جدید منو تا مرز جنون میرسونه . در صورتی که صورت زیبایی هم دارم . ولی یک درصد هم خودمو قبول ندارم . اعتماد بنفسم صفره . بخدا خسته شدم . دلم واسه خودم میسوزه . میشه راهنمایی کنید من چیکار کنم ؟ روانپزشک برم یا مغز و اعصاب ؟ الان مرگ رو به هر چیزی ترجیح میدم دیگه انگیزه ای ندارم . خواهشا جواب یه جمله ای بهم ندید . یه دنیا ممنون

سلام

معمولا پس از چند ماه از قطع داروها احتمال عود مجدد افسردگی و وسواس وجود دارد بنابراین ممکن است شما دچار عود افسردگی شده باشید.....توصیه من اینست که داروها به خصوص فلوکستین را فورا شروع کنید و در اولین فرصت به روانپزشک(متخصص اعصاب و روان) مراجعه کنید......احتمالا در حال حاضر بهترین پزشکی میتوانید مراجعه کنید همان پزشکی است که قبلا شمارا درمان کرده است ولی اگر دسترسی ندارید فرقی نمیکند....در مورد رواندرمانی همانطور که قبلا هم اشاره کرده ام رواندرمانی پروسه ای طولانی مدت است و با چند جلسه نمیتواند تاثیر عمده ای داشته باشد

یه دنیا ممنون از راهنماییتون.



سوالات مشابه


افسردگی

سلام وقت بخیر صدری هستم مدتی هست احساس افسردگی دارم خوشحال نیستم، همش یه جوریم، دلم می خواد یه کار کنم بهتر شم

افسردگی

سلام دکتر ،من دختر 22 ساله هستم ک دانشجوام،من مشکلات زیادی دارم مثلا 1.از همه چیز میترسم مثل مردن و اینکه قرص بخورم خفه شم،برای همین با اینکه 22 سالمه قرص تا حالا نخوردم یا جویدم که این موضوع اذیتم میکنه 2.نظر دیگران خیلی برام مهمه و اینکه اصلا نباید ناراحت بشن وگرنه من خودمو خیلی سرزنش میکنم 3.همیشه ناراحتم و آماده ی گریه کردن. 4.مشکلات کوچیک منو از ما درمیاره تا جایی ک خیلی حدی ارزو میکنم بمیرم 5.خیلی زود عصبانی میشم و خیلی به دل گیرم خیلی زیااااد 6.در برقراری ارتباط و ادامه ی صحبت خیلی مشکل دارم حتی با اعضای خانوادم هم نمیتونم صحبت کنم 7.از خودم بدم میاد و اصلا خودمو دوس ندارم و هیچ اعتماد ب نفسی ندارم 8.چندین ساله این مشکلاتو دارم و الان هم بدتر شدن.

استرس و خستگی

سلام خانم دکتر من پسری 30 ساله هستم دو ساله ازدواج کردم مشکلم اینه همیشه با کوچکترین چیز دلم میگیره استرس زیادی دارم بعد از هر کاری زود خسته میشم و کم تحملم مثلا ماشینم خرابه دوست دارم زود درست شه میرم بانک دوست ندارم وایسم با خانومم میرم خرید دوست دارم زود تموم شه میرم دکتر زود باید نوبتم شه استانه تحملم کنه و استرس هم زیاد دارم لطفا راهنمایی کنین ممنون میشم

ترک سیگار

سلام خانم دکتر برای کسی که میخاد سیگار رو ترک کنه حالا جز اون اراده ای ک باید داشته باشه باید دیگه چکار کنه ک دوباره برنگرده و این سیگار و از سرش بیوفتع ؟ تو گوگل دیدم نوشته بود باید ویتامینای A.B5.C.E مصرف کنه ینی ی مولتی ویتامین بخوره خوب میشع؟ این نیکوتینی ک از سیگار مصرف کرده ازبین میره؟ وقتایی ک عصبانی میشه سریع میره چندتا پاکت سیگار مصرف میکنه بهش میگم نکن خوب نیست میگه نمیتونم باید اروم شم نیکوتین داره بهش عادت کردم نمیتونم ترکش کنم چیکار کنم بنظرتون؟

افسردگی و پرخاشگری

سلام خانم دکتر ازینکه وقتتونو برام اختصاص میدید ممنونم.خانم دکتر من خانمی 28 ساله هستم در حال حاضر توو مرخصی زایمانم شغلم پرستاریه.دکتر پسرم 9 ماهشه بعد زایمان افسردگی زایمان گرفتم تقریبا بعد از 3 ماه یه پزشکی برام قرص سرترالین شروع کردن دوز 50 میلی گرم یه مدتی خوب بودم م شاد بودم خوش اخلاق بودم اما دوباره علائم افسردگیم برگشته احساس پوچی میکنم حس میکنپ دیگه کارامد نیستم توو خودمم توو گلوم همش بغضه دوس دارم تنها باشم فقط گریه کنم عاشق بچمم اما وقتی گریه میکنه خیلی شدید عصبی میشم سرش داد میزنم خودمو میزنم دوبارم پسرمو زدم خیلییی ناراحتم اون لحظه کنترلمو از دست میدم خانم دکتر بچم کوچیکه نمیتونم ویزیت حضوری برم ولی قبول دارم که روانم مشکل پیدا کرده .خوابم خوبه فقط شبا پسرم بیدار میشه عصبی میشم منم شیردهی ندارم شیر خشک میخوره.